X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

کوچه های آبی ونیز

«هیچیش به هیچیش نمیاد»

950531

خسته ام؛ آنقدر خسته که به یاد نمی آورم آیا تا کنون بدین حد خسته بوده ام یا نه.

سرنوشت، چون باران سیلاسای تابستانی بر من فرود آمده و من خیسِ خسته ی بهت زده، نه راه برگشت دارم و نه نای پیش رفتن. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1395ساعت 11:38 ب.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



ـنگاه کن بچه داره با چراغای خیابون حرف میزنه

ـاین چی میزنه این جوری فاز میگیره؟!

ـممه!

ـخو حق داره والا

+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد‌ماه سال 1395ساعت 12:57 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



زنهای دور و برم

  • میگه من همیشه یبوست دارم، فقط به این امید به شوهرم میدم که به روده ام یه فشاری بیاد به کار بیافته.


  • شوهرش دوستش نداره، دو بار مجبورش کرده بچه اش رو سقط کنه، حتی بهش تهمت زده که بچه مال من نیست. مرده میگه بیا خونه رو جای مهریه بگیر و برو، اما زنه وایساده. نمیفهمم چرا یه زن تحصیل کرده با یه شغل خوب که امکان استقلال داره، باید بمونه تا این همه تحقیر بشه؟ راسته که آزادی اول تو ذهن آدم باید باشه.


  • با شوق زیاد از عشق زندگیش تعریف میکنه که بعد سه سال رابطه، عاقبت ازش خواستگاری کرده و من یادم میافته که صبح آشناییشون، عشق زندگیش به من گفته بود "صبح بخیر عشقم"! اغلب ما زنها اولیش نیستیم، اگه شانس بیاریم آخریش باشیم...

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1395ساعت 09:42 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



950516

  • در اثبات عبس بودن زندگی همین بس که قبل اومدن مهمون جارو میزنی، بعد رفتنشم باید بزنی. 


  • به نظرم عشق در صکص همونقدر مهمه که در آشپزی؛ شما هر چقدرم که از آشپز بدت بیاد، غذای خوشمزه خوشمزه است و بر عکس هر چقدرم عاشق آشپز باشی غذای بدمزه بدمزه است. مسخره اونجاست که غذای بد رو به خاطر گل روی آشپز فرو میدن و دم نمیزنن! 


  • احتمالا طراحان تلفن همراه برای این که باتری کامل خالی نشه، جوری طراحیش کردن که با داشتن 20 درصد شارژ اعلام کنه ده درصد شارژ دارم. البته ایرانی ها با تفکر "ده درصد آخرش خیلی با برکته" نقشه طراحو نقش بر آب کردن!
  • بچه دار شدن خیلی خوبه، فقط اشکالش اینه که "دکمه گه خوردم" نداره. 
  • به نظرم وقتی میدونم طرف از ازدواجش راضی نیست، تبریک سالگرد عروسیش معنی نداره، البته مودب بودن ملازم با انجام خیل کارهای بی معنیه. 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1395ساعت 09:25 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



آره جونم

هی واسه نشون دادن عمق فاجعه نگید "به گا رفتم" چون بدتر از به گا رفتن هم هست، " حامله شدن"!

+ نوشته شده در  جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1395ساعت 05:34 ب.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



950331

  • اصلا انصاف نیست که تو نه ماه بارداری به آدم دستور استراحت بدن، بعد یهو  یه عمل دردناک داشته باشی و بعد از فاز "کار کم و خواب زیاد" پرت بشی به فاز "خواب کم و کار زیاد" 


  • یه بخش خیلی خیلی سخت بچه داری، شنیدن نظرات کارشناسی عَره، عوره، مویز و غوره میباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1395ساعت 02:44 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (5)



950329

بهار: آجی بیدار شو

نگار: چیه؟ چی شده؟

ـ بابا و مامان رفتن بخوابن

ـ خب

ـ خب؟ قرارمون یادت رفته؟

ـ کدوم قرار؟ خوابم میاد...

ـ اه! قرار شد نه بذاریم بخوابن نه بخوابیم...

ـ اهان.... خب تو شروع کن من پشتتم

ـ [جیغ بنفش]

ـ [فریاد ارغوانی]

+ نوشته شده در  شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1395ساعت 02:51 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



خلاصه ی حال این روزای من

منی که نقش شراب از کتاب میشستم

زمانه کاتب دکان می فروشم کرد

+ نوشته شده در  سه‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1395ساعت 11:13 ب.ظ  توسط mhgh  نظرات (1)



من اگه اسمم "خدیجه دده بالا" بود، اعتماد به نفس نداشتم برم بالای سکوی مدرسه جایزه شاگرد اول شدنمو بگیرم. 

+ نوشته شده در  شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1395ساعت 06:53 ب.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



ما بیشعور، شما تتلیتی

هفته آخر بارداری رفتم آرایشگاه که یه تغییر دکوراسیونی بدم.؛طبیعتاً با اون شکم قلقلی شدم سوژه بحثهای آرایشگاه زنونه ای. خانومی که داشت موهامو از کلاه مش درمیاورد و همزمان در تلگرامش چت میکرد، تاکید داشت خیلی با شعوره که بعد هشت سال ازدواج هنوز قصد بچه دار شدن نداره. چند دقیقه بعد از گوشیش یه آهنگ از تتلو -یا یکی شبیه اون پخش کرد که یه جاش میگفت زیر دوش هم به تو فکر میکنم.... و آهنگ روی تکرار بود و تا خرتناقمون از این اثر هنری محظوظ شد. در پایان بسی خرسند شدم که یه تتلیتی اینقدر باشعوره که بچه دار نشه و آرزو کردم همشون همینقدر با شعور باشن که به امید خدا نسلشون منقرض بشه.

+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1395ساعت 08:41 ق.ظ  توسط mhgh  نظرات (0)



  1    2    3    4    5    ...    115  >>