-
اوره کا
شنبه 29 بهمنماه سال 1390 09:25
فهمیده ام که وقتی خودم هستم، حالم خیلی خوب است.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1390 10:55
خوب میدانم خواندنم ارضاءت میکنم اما نمیتوانم نخوانمت....
-
گذار
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1390 10:10
گذار یعنی کسب مهارت رویارویی با ابعاد تازه واقعیت
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 08:57
بزرگ میشویم و تجربه های احمقانه تری به دست می آوریم. بزرگ میشویم و هر لحظه از این فرآیند باعث میشود بیشتر به حماقت خودمان پی ببریم. بزرگ میشوی دختر، با همه این خواستنها و نرسیدنها بزرگ میشوی. با همه این غر شنیدنها و پاسخ ندادنها بزرگ میشوی. بخواهی و نخواهی دیگر نمیتوانی کودک باشی. کودکی که راه حلهای ساده ای به ذهنش...
-
می دانی...
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1390 09:29
غمواژه های کوچکم برای کسی اهمیت ندارد.
-
باید به ش میگفتم.
شنبه 8 بهمنماه سال 1390 07:16
بی خود ادای آدمهای عاشق را درنیاور، این زرنجه های لامارتینی به گروه خونی تو نمی خورد!
-
عاشق که باشی، می ترسی.
سهشنبه 27 دیماه سال 1390 16:08
- تو زندگی آرزوت چیه؟ - تو مال من بشی. - بعدش...؟ - تا آخر عمر مال من باشی. - درباره چیزای دیگه چه آرزویی داری؟ - یعنی دیگه منو نمی خوای؟ - این چه حرفیه؟ - پس چرا اینا رو میپرسی؟ - فقط میخوام بشناسمت، همین. - باشه، پس هر چی دوست داری بپرس...
-
پَلت و پَرا
یکشنبه 25 دیماه سال 1390 17:29
دلم میخواد بنویسم ولی حرفم نمیاد... چی بنویسم؟ اینجا رو دوست دارم، مثل خونه و خونواده ام، اما امن نیست مثل خونه و خونواده ام... اون چیه که آدمو پابند میکنه؟ همونی که هر جا که باشی میکشوندت اونجایی که خودش میخواد... یه وابستگی هایی دارم که برای خودم قابل درک نیست. یه شعر ناتموم دارم، مصرع آخرش نمیاد... از شاعری خسته...
-
پشت کوه...
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 08:08
نکند شتاب گذر این روزها بخاطر آن است که زودتر به روزهای بدتر از این برسیم؟
-
مثال نقض
یکشنبه 11 دیماه سال 1390 08:30
بادمجون بم آفتش عشقه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 دیماه سال 1390 08:30
دکتر: رابطه عاطفی ت چی شد؟ من: اون که تموم شد... د: یعنی چی؟ م: دارم سعی میکنم فراموشش کنم؟ د: چه جوری؟ م: به بدیهاش فکر میکنم. د: خوبه. اون خوبی هایی که عاشقم کرد، هنوز وجود داره، اون زرنگی ها، اون زیرکی ها، اون پستی های شیرین... کاش لااقل یه بار دست توی موهای شلالش برده بودم...
-
واقعاً که ...
شنبه 3 دیماه سال 1390 12:22
دارم مشق قصه نویسی کوتاه میکنم. به یک قصه عاشقانه فکر میکنم: مثلاً از آنجایی شروع بشود که پسری پشت چراغ قرمز اسیر نگاه دختر گل فروش میشود. خب بعدش چه؟ بعدش فراز و فرود و آخرش هم معلوم شود که دختر واقعاً گل فروش نبوده، بلکه خبرنگاری بوده که با لباس مبدل به دنبال تهیه یک گزارش بوده است. خب این که خیلی تکراری و بی مزه...
-
اولین داستان کوتاه من
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 08:47
یکی بود یکی نبود. دختری بود که افسردگی داشت. زندگی برایش مثل سوپ در دهان زکام بود. دو نفر از همکاران این دختر هنرمند بودند. به او پیشنهاد کردند برای رهایی از این وضع، مشغول فعالیتهای هنری شود. هنری نبود که او شیفته اش باشد و حوصله اش را داشته باشد، ضمن آنکه هنر اصولاً پرخرج است و حقوق دختر نامکفی. قلمش بدک نبود،...
-
یک نفر بود...
دوشنبه 28 آذرماه سال 1390 08:45
یادم نیست اولین بار کی و کجا دیدمش، اما اولین برخوردمان سر امتحان ریاضی یک بود. شلوار کبریتی گشاد قهوه ای و پلوور از مدافتاده اش به قد بلندش زار میزد. سر امتحان هم سعی داشت از من تقلب کند، سرش را تا نزدیکی سینه ام آورده بود و خم شده بود روی ورقه ام. اولین بار بود که پسری تا این حد به من نزدیک میشد. اعتراف میکنم که از...
-
مکالمه در خیال
دوشنبه 28 آذرماه سال 1390 08:42
راستی تو به خدا اعتقاد داری؟ داری. اگر نداشتی... راستی من از کجا باور کردم که تو به خدا اعتقاد داری؟ ... فکر میکردم تو هم اعتقاد داری به همه چیزهایی که من اعتقاد دارم؛ بگذریم....
-
قاطر نباید عاشق بشود!
شنبه 19 آذرماه سال 1390 08:51
چرا؟ چون قاطر یک بارکش است و خودش را در حدی نمی بیند که عاشق یک اسب بشود، ناچار رو به جماعت خران می آورد. اینجاست که خر معشوق گوهر وجودیش در غایت خلوص، بروز و ظهور پیدا می کند و این گونه است که قاطر می فهمد خریت یعنی چه! تراژدی آنجا تمام می شود که بعد از کلی ناز کشیدن از دلدار،یادش می آید که قاطر یک گونه به حساب...
-
تا این حد!
چهارشنبه 9 آذرماه سال 1390 08:40
رنگ قرمز را دوست دارم، وقتی تیک میشود کنار فهرست کارهای روزانه ام؛ وقتی نوتیفیکشن میشود و می آید گوشه صفحه پلاس یا فیس.بوک؛ وقتی روبان میشود روی موی دختربچه ها؛ وقتی لباس خواب حریر میشد پشت ویترین مغازه؛ وقتی رژ میشود روی لبهای پهن پایین و باریک بالا ؛ وقتی پیراهن یقه باز میشود در عمر.کشون؛ وقتی سربند یا حسین میشود...
-
با خدا
سهشنبه 1 آذرماه سال 1390 11:02
-
یادم نمیرود.
یکشنبه 29 آبانماه سال 1390 15:20
نزدیک غروب یک روز از پاییز سال قبل از خیابون شریعتی، به سمت پیچ شمیران میرفتم. زن میانسالی با لباسهای رنگ و رو رفته از رو به رو می آمد. به من چشم دوخته بود، معلوم بود که امیدوار است کمکش کنم. کلاه گرمی که از زیر روسری اش بیرون زده بود توجهم را جلب کرد و چهره لاغر و رنگ تیره پوستش و نگاه خسته اش؛ پیدا بود که مجبور است...
-
بیا مرورش کنیم
چهارشنبه 25 آبانماه سال 1390 08:55
یک زمانی، فکر میکنی آنچه را که میخواستی پیدا کرده ای ولی هنوز به دستش نیاورده ای. وقت و انرژی میگذاری و صاحبش میشوی (یا حداقل تصور مالکیتش به تو القاء میشود). حالا همه زندگی ات تحت الشعال* این دست آورد جدید قرار گرفته است. مدتی میگذرد و میبینی که نه، این آن چیزی نبود که تو میخواستی، یا به عبارتی آن چیزی نبود که فکر...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 آبانماه سال 1390 09:31
چند روز پیش یکی از همکاران خانم تعریف میکرد که دوستی قدیمی را دیده است، بعد از مدتها. گویا در دوران نوجوانی در فرهنگسرایی یا کتابخانه ای، یا جایی از این دست، هم دوره بوده اند. بعد از این همه سال، آن آقا به این خانم گفته بود: فلانی! چرا ما آن موقعها همدیگر را بغل نکردیم؟
-
بگذار اعترافی بکنم
دوشنبه 9 آبانماه سال 1390 09:32
-
نامه ای که به صاحبش ارسال نمیشود.
یکشنبه 8 آبانماه سال 1390 10:09
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 آبانماه سال 1390 09:26
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1390 12:01
عباس جان آدرس وبلاگ وایمیلت رو گم کردم لطفا دوباره بذارش مرسی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1390 16:21
وقت رفتنه، باید برم ولی کجا؟ تازه اینجا داره خالی میشه... حوصله آدما رو ندارم.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 مهرماه سال 1390 09:15
تو این سفرم به مشهد، دائم یاد اولین سفرم میافتادم...
-
زوج جهان سومی.1
دوشنبه 4 مهرماه سال 1390 10:49
یاد اولین خواستگارم افتادم. جلسه ختم انعام منزل مادرشوهر خواهر وسطیم بود. اول راهنمایی بودم ولی استخون ترکونده و سرزبون دار. تو اون سن آدم علاقه خاصی به جلب توجه داره و انگار این انرژی به همه منتقل میشه که زوم کنن روی آدم. چند آیه از انعام رو خوندم و احسنت و به به چه چه خانم جلسه ای درآوردم. اصلا حضور یه دختر جوون وسط...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 14 شهریورماه سال 1390 08:01
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 شهریورماه سال 1390 09:32