-
891007
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1390 07:12
یکی واسه کودک درون لالایی بگه، شاید بخوابه. خسته شدم از بازیگوشی هاش!!!!
-
900131
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1390 07:23
باید درونیاتم رو آماده ی یک شروع تازه کنم. تصمیم سختیه، خیلی سخت... با این بی حوصلگی من به نظر محال میرسه!! پ.ن. احتیاج دارم که یه کسی یه جایی به من احتیاج داشته باشه...
-
891009
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1390 15:34
به یه مناسبتی که خوش ندارم شرحش بدم یاد این شعر مریم حیدرزاده افتادم: میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آب باشه من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه و خوندن این شعر برای من قرین با یادآوری یه دوبیتی ساخته یکی از دوستامه... بد نیست خاطره ی این دوبیتی ساختن دوستم رو هم بگم... راهنمایی که بودیم، کنار حیاط مدرسمون داشتن یه...
-
۹۰۰۱۲۹
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1390 21:30
وای که چقدر دلم یه سفر هیجان انگیز میخواد... دلم میخواد برم ونیز ، جایی که چند شب پیش تو خواب و خیال دیدم.... دلم میخواد تو خیابوناش، تو قایق بشینم و رو به آسمون چشمامو ببندم و تلوتلو بخورم... احساس میکنم جوونیم داره هدر میره، بدون هیچ لذتی. خدا صدامو میشنوی؟ من هم لذت میخوام تو زندگیم، میفهمی؟ باید سعی کنم از اون...
-
۹۰۰۱۲۸
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1390 19:53
همه میخوان به آدم ثابت کنن دنیا قشنگه... عجب! پ.ن. چرا ؟
-
900127.2
شنبه 27 فروردینماه سال 1390 16:13
کاش میشد رک و پوست کنده میگفتم که اهلیت شدم... میگفتم وقتی نیستی دلم واست تنگ میشه... کاش میشد بهت بگم تو میتونی جای خالی تو زندگیمو پر کنی... کاش میشد... فقط تو نستم واست یه یادداشت بذارم: منتظرت بودم، ساعت 4:16 یا به عبارتی 16:16 خدا میدونه الان سرت کجا گرمه، اصلا یاد من هستی یا نه؟... باشه، هر جا هستی خوش باش، خوش...
-
891007
شنبه 27 فروردینماه سال 1390 07:06
به توصیه یه دوست از این لینک بازدید کردم، نظراتش جالبتر از خبرشه (البته خیلی وقتها این حالت به وجود میاد) جالبه که همیشه اعتراض هست که چرا نظرات سانسور میشه، اینبار یکی اومده اعتراض کرده که چرا نظرات سانسور نمیشه؟؟ خدا رو شکر که ما ملت ایران همیشه یه موضوعی داریم واسه اعتراض... الان که اوضاع خیلی قشنگتر از سابق شده...
-
۹۰۰۱۲۴
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1390 21:28
خسته شدم از بس که این اواخر همه بهم میگن «تو عوض شدی» پ.ن. ازدواج موفق یعنی چی؟ خسته شدم از بس شاهد ازدواجهای ناموفق بودم...
-
۹۰۰۱۲۳.۲
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 23:14
-
۹۰۰۱۲۳
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 14:24
محبت کردن چقدر ساده است... واسه بعضی آدما ابراز محبت خیلی سخته، ولی واسه ی همون آدمها پیش میاد لحظه هایی که تلاش واسه پنهون کردن محبت، به مراتب سخت تر از ابراز محبت میشه...
-
900122.2
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 07:18
وقتی که با هم حرف نمیزنیم، آپ هم نمیکنی، من چه جوری دلتنگیمو بر طرف کنم؟ سوالهای بی موردت چه معنی میتونه داشته باشه؟
-
900122
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 07:17
بعضی ها زنده هستند، چون هنوز وقت مرگشون نرسیده، نه بخاطر اینکه کار خاصی توی این دنیا دارند... بعضی ها نمیمیرن چون هنوز باید زنده باشن، نه بخاطر اینکه خودشون رو از مرگ دور کردن... پ.ن. احساس میکنم به یه خواب عمیق احتیاج دارم... قبلش هم باید یه عالمه گریه کرده باشم... بعدش هم که بیدار میشم یه سردرد حسابی داشته باشم......
-
۹۰۰۱۲۱.۲
یکشنبه 21 فروردینماه سال 1390 21:04
-
۹۰۰۱۲۱
یکشنبه 21 فروردینماه سال 1390 21:02
خواهرم برام اسمس داده: «فرق عزیز و دلتنگ: دلتنگ کسیه که پیام میفرسته، عزیز کسیه که پیام میخونه» فکر کنم راست میگه چون من اصلاً دلم واسشون تنگ نشده... احساس میکنم خیلی بی عاطفه ام... از وقتی یادم میاد همین بوده ام... پ.ن. وقتی غر میزنم و نق نق میکنم، بهم میگن غرغرو، بی اعصاب و ... وقتی هم که ساکت میمونم و چیزی نمیگم...
-
۹۰۰۱۲۰
شنبه 20 فروردینماه سال 1390 23:23
بعضی ها اونقدر سرخوشن که آدم دلش نمیاد حتی با ارسال یه ایمیل ناراحت کننده، خوشیشونو ازشون بگیره... خوش بحالشون بخدااااااااااا
-
۹۰۰۱۱۹.۲
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 23:14
-
۹۰۰۱۱۹
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 22:34
اینکه ترجیحت بدن خیلی لذت بخشه... مثلاً بین چند تا خاله، خواهرزاده ات ترجیح بده وقتشو با تو بگذرونه، یا بین چند تا همکار، همکارت ترجیح بده مشکل کاریشو به تو بگه، یا بین چند تا کارمند، رئیست ترجیح بده تو رو امین خودش بدونه، یا بین چند تا دوست، دوستت ترجیح بده خبر نامزدیشو اول به تو بده... اینا خیلی خوبه، خیلی ی ی ی......
-
۸۹۱۰۱۰
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 11:09
شنبه هفته پیش به مغازه ای رفتم که همیشه لوازم خانگیمون رو ازش میخریم. اونجا یه بوی خاصی میاد که بد هم نیست. اون روز که اون بو رو استشمام کردم، بی مقدمه و بی دلیل یاد کسی افتادم که از یکسال پیش تا الان خبری ازش ندارم. اونروز هر چی فکر کردم دلیلشو نفهمیدم. حاصل اون کلنجار مغزی، فقط اعصاب خوردی و ضد حال زدن به پسر...
-
۸۹۱۰۱۳
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 11:08
امروز واسه 50 تومان اضافه کرایه تاکسی شش تا تلفن زدم و دست آخر تهدید کردم که اگه این وضع اصلاح نشه، چند تا ماشین این خطی ها رو آتیش میزنم تا بفهمن که مردم خر نیستن!!!! پ.ن. اگه مسافرکشها زیاد کنند آدم نمیسوزه، ولی تاکسی که گرون میکنه آدم تا تهش میسوزه پ.ن.۲ اگر خودسوزی به نشانه ی اعتراض خودکشی محسوب نمیشد و وعده ی...
-
۹۰۰۱۱۸.۲
پنجشنبه 18 فروردینماه سال 1390 23:15
-
۹۰۰۱۱۸
پنجشنبه 18 فروردینماه سال 1390 07:54
تصمیم داشتم تو این وبلاگ فقط خودم بنویسم و نقل قول نکنم ولی این یکی واقعاً حیف بود...: روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و...
-
۹۰۰۱۱۷
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1390 14:46
نمیدونم از سر تنهایی و بی کسیه که دلم براش تنگ میشه (یعنی بقول معروف از بی مادری به زن بابا رضایت دادم) ، یا اینکه واقعاً دوستش دارم و دلمو برده... به هر حال واقعیت اینه که بدجوری دلم براش تنگ شده! اما به خودم قول دادم که دیگه سراغشو نگیرم... خوبیت نداره! اصلا دلیل اصلی که رابطه ام رو باهاش قطع کردم همین بود، همین که...
-
۸۹۱۰۱۳
سهشنبه 16 فروردینماه سال 1390 19:22
در تکمیل پست 891012 اولا همیشه (و در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان) زنها جنس دوم بوده اند و هستند، انتخاب نمیکنند، بلکه انتخاب میشوند ... ثانیاً همیشه و همه جا، مردها نسبت به زنها، خودبرتر بین بوده اند و هستند... ثالثاً با این دادار دودورهای الکی این چند سال اخیر در ایران، که تعداد دخترا بیشتر از پسرها است موارد...
-
۸۹۱۰۱۲
سهشنبه 16 فروردینماه سال 1390 19:20
پکر بود، پرسیدم چته؟ انگار از خدا خواسته بود که یه نفر ازش بپرسه. گفت: چهارشنبه یه خواستگار زنگ زد خونمون، شرایط منو پرسید، شرایط پسرش رو گفت... همه چی اوکی بود... بعد از مامانم پرسید شما چند تا بچه دارید؟ مامانم گفت هشت تا، اون هم خداحافظی کرد. خدااااااااااااا ما که نسل سوخته هستیم، ولی این یه درد رو کجای دلمون...
-
۹۰۰۱۱۶
سهشنبه 16 فروردینماه سال 1390 19:01
یه خواستگار سمج هم نداریم که واسش شرط و شروط سخت بذاریم... بدبخت ترین دختران تاریخ بشریت ماییم، از بس که عرضه شوهر کم و تقاضا بالاست... یه شرط هم نمیتونیم بذاریم، تا اسم شرط بیاد طرف دو تا پا داره، دو تا دیگه هم قرض میکنه واسه فرار!!!!!! پ.ن. بی حوصله شده ام.
-
۹۰۰۱۱۵
سهشنبه 16 فروردینماه سال 1390 11:15
خیالم رو با کسی شریک نمیشم، فقط میگم که قشنگه...
-
۸۹۱۰۱۴
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1390 07:54
یه بیماری روحی هست به اسم سادیسم یا همون دیگرآزاری یه مرض روحی دیگه هم هست، به اسم مازوخیسم، یعنی خودآزاری یه مرضی هم هست که خودم دارم و نمیدونم اسم علمیش چیه ولی فارسیش میشه: دیگر من آزاری یعنی چی؟ یعنی یه وقتایی تنم میخاره، دلم میخواد یکی منو بیازاره بهدش من از خودم دفاع کنم یه دوستی داشتم جون میداد واسه ارضاء این...
-
۹۰۰۱۱۴
یکشنبه 14 فروردینماه سال 1390 21:49
ادعای آگاهیمون میشه و ایمیل فوروارد میکنیم با عنوان "ناآگاهی در انتخاب اسم" در جواب کسی که فرستاده بوداین ایمیل رو، چند خط نوشتم، میذارم اینجا که اگر کسی این ایمیل رو گرفته، این جواب رو بخونه چون به دردش میخوره: فوروارد کردن ایمیل از روی آگاهی این ایمیل قبلا هم برام اومده بود ولی من برای کسی نفرستادم چون...
-
۹۰۰۱۱۳
شنبه 13 فروردینماه سال 1390 19:13
ژس از سالها، امسال یک سیزده به در اساسی داشتیم... از صبح تا عصر، با تاب و وسطی و کاهو و هندوانه... سبزه هم گره زدیم به نیت اینکه: سیزده به در سال دگر خونه ی شوهر بچه بغل تازه امروز ورژن دیگه ای از این شعر رو یاد گرفتم: سیزده به در چهارده به تو سال دگر خانه ی شو بچه بغل آخی چه دختر کمرویی هستم من!! پ.ن نسخه نوشتن واسه...
-
۹۰۰۱۱۲
شنبه 13 فروردینماه سال 1390 00:04
هر کس بد ما به خلق گوید ما سینه ی او نمیخراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم