-
900220
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 14:55
l : نه کلاً اصلا معیار از ازدواج میدونی یعنی چی؟ یعنی کلا میدونی داری چیکار میکنی؟ M : دارم یکی رو انتخاب میکنم که بقیه زندگیم تو خوشی و ناخوشی با هم باشیم هم نیازهای عاطفیم رو رفع کنه، هم نیازهای جنسیمو.... هم اینکه من نیازهای اونو رفع کنم خانم اجازه درست گفتیم؟ l : نمیدونم والله من خودم الان مونده ام یه همسفر پیدا...
-
900224
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1390 07:20
خوش بحال اونایی که کولرهاشونو راه انداختن...
-
۹۰۰۲۲۳
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1390 08:26
گریه مال منه، که هیچ کاری ازم برنمیاد... گریه میکنم و میذارم صورتم خیش بشه، چشام بسوزه و تار بشه... گریه میکنم و نفسام میشه هق هق... گریه میکنم ولی بی صدا... گریه میکنم ولی بی گله و بی شکایت... گریه میکنم و خودم رو میسپارم به خدا... میدونم هست و داره میبینه، میدونم میدونه... همه چی رو میدونه.... گریه میکنم و صبر......
-
۹۰۰۲۲۲
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1390 21:36
خوش بحال اونایی که سرشونو رو بالش نذاشته خوابشون میبره... بد بحال اونایی که فکر و خیال دارن، هی میگن فردا چی میشه، پس فردا چی میشه... هی تو دلشون ظرف میشون، رخت میشورن، آش هم میزنن...
-
900219
دوشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1390 14:32
خوش به حال اونایی که سرزنده اند و تند تند وبلاگ آپ میکنن...
-
۹۰۰۲۱۶
جمعه 16 اردیبهشتماه سال 1390 17:47
یادش بخیر امروز یاد شمشاد افتادم، یکی از همکلاسی های دانشگاه که قد بلندی داشت و ما واسه خنده بهش میگفتیم شمشاد!!! خدایا توبه!
-
900214
چهارشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1390 15:21
یه چیزی که هیچ وقت واسم عادی نمیشه، در واقع بهتره بگم یه مسئله ای که هیچ وقت تو ذهنم حل نمیشه اینه که «اگر من تو این دنیا نبودم چه اتفاقی میافتاد؟» تا حالا بیست و شش سال از خدا عمر گرفتم ولی هیچ کار خاصی نکرده ام که بگم اگه من نبودم این سنگ از سر راه این آدمها برداشته نمیشد یا اینکه چه میدونم یه دریچه ی امیدی به روی...
-
900213
چهارشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1390 08:38
چقدر دلم میخواد از ته دل به یه نفر بگم عزیز دلم
-
۹۰۰۲۱۲
سهشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1390 12:14
میدونم کاری که ازم میخوان کاملاً عبس و بیهوده است، اما مجبورم که انجامش بدم.... حالم اصلا خوب نیست، استخوانهام درد میکنه و احساس ضعف میکنم، فکر کنم سرما خورده ام... کاش میشد برم خونه و استراحت کنم...
-
900210
دوشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1390 07:34
دلم هیچی نمیخواد... پ.ن. وقتایی که بی کارم حالم خیلی بده... بالاخره باید وقت رو یه جوری کشت دیگه...
-
۸۹۰۹۲۹
جمعه 9 اردیبهشتماه سال 1390 16:19
- خوب از خودت بگو. - چی بگم مثلاً؟ - هرچی... - هر چی یعنی چی؟ - چه میدونم، یه چیزی بگو دیگه.
-
۹۰۰۲۰۸
پنجشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1390 21:17
اگر زیبا نبودم، حتماً خیلی غصه میخوردم...
-
891003
چهارشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1390 09:27
از دور که میان معلومه دو تا دانشجو هستن، یه دختر و یه پسر با کوله پشتی های بزرگ. دختر صاف و طلبکار راه میره، پسر متمایل به اون و تا حدودی منت کشانه، دستاشو بالا پایین میبره و یه خط در میون به دختر نزدیک میشه، اما معلومه اجازه نداره از یه حدی جلوتر بیاد. الان دیگه صداشونو میشنوم: پسر: تو نمیفهمی... دختر: بهت گفتم اون...
-
900206
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1390 15:59
راست گفت اونی که گفت "زندگی مثل دستمال لوله ایه، هر چی به آخرش نزدیک تر میشی، تندتر میچرخه"
-
900205
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1390 14:01
دیشب یه لایه ی ضخیم از سد بین خودم و مادرم برداشتم.فکر میکردم خیلی سخت باشه، ولی تا اینجاش که خوب پیش رفته، خدا رو شکر. خدایا شکرت که اینقدر منطقی برخورد کرد!!!!!!!!!!!!!! پ.ن. دو تا گلدون شمعدونی کاشتم واسه پشت پنجره اتاقم تو شرکت پ.ن.2 همه میگن که خیلی آروم شده ام... خدا رو شکر!
-
891004
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1390 07:13
به دیوید بکهام میگن پولدار، حال میکنم با ولخرجی هایی که واسه پسرش میکنه، از happy end کردن داستان کایوت و رادرانر بگیر تا سفارش یه پروشه واقعی در ابعاد بچه گانه... آدم باید این مدلی با زندگی حال کنه، پول تو حساب بانکی به چه درد میخوره؟
-
891007
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1390 07:12
یکی واسه کودک درون لالایی بگه، شاید بخوابه. خسته شدم از بازیگوشی هاش!!!!
-
900131
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1390 07:23
باید درونیاتم رو آماده ی یک شروع تازه کنم. تصمیم سختیه، خیلی سخت... با این بی حوصلگی من به نظر محال میرسه!! پ.ن. احتیاج دارم که یه کسی یه جایی به من احتیاج داشته باشه...
-
891009
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1390 15:34
به یه مناسبتی که خوش ندارم شرحش بدم یاد این شعر مریم حیدرزاده افتادم: میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آب باشه من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه و خوندن این شعر برای من قرین با یادآوری یه دوبیتی ساخته یکی از دوستامه... بد نیست خاطره ی این دوبیتی ساختن دوستم رو هم بگم... راهنمایی که بودیم، کنار حیاط مدرسمون داشتن یه...
-
۹۰۰۱۲۹
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1390 21:30
وای که چقدر دلم یه سفر هیجان انگیز میخواد... دلم میخواد برم ونیز ، جایی که چند شب پیش تو خواب و خیال دیدم.... دلم میخواد تو خیابوناش، تو قایق بشینم و رو به آسمون چشمامو ببندم و تلوتلو بخورم... احساس میکنم جوونیم داره هدر میره، بدون هیچ لذتی. خدا صدامو میشنوی؟ من هم لذت میخوام تو زندگیم، میفهمی؟ باید سعی کنم از اون...
-
۹۰۰۱۲۸
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1390 19:53
همه میخوان به آدم ثابت کنن دنیا قشنگه... عجب! پ.ن. چرا ؟
-
900127.2
شنبه 27 فروردینماه سال 1390 16:13
کاش میشد رک و پوست کنده میگفتم که اهلیت شدم... میگفتم وقتی نیستی دلم واست تنگ میشه... کاش میشد بهت بگم تو میتونی جای خالی تو زندگیمو پر کنی... کاش میشد... فقط تو نستم واست یه یادداشت بذارم: منتظرت بودم، ساعت 4:16 یا به عبارتی 16:16 خدا میدونه الان سرت کجا گرمه، اصلا یاد من هستی یا نه؟... باشه، هر جا هستی خوش باش، خوش...
-
891007
شنبه 27 فروردینماه سال 1390 07:06
به توصیه یه دوست از این لینک بازدید کردم، نظراتش جالبتر از خبرشه (البته خیلی وقتها این حالت به وجود میاد) جالبه که همیشه اعتراض هست که چرا نظرات سانسور میشه، اینبار یکی اومده اعتراض کرده که چرا نظرات سانسور نمیشه؟؟ خدا رو شکر که ما ملت ایران همیشه یه موضوعی داریم واسه اعتراض... الان که اوضاع خیلی قشنگتر از سابق شده...
-
۹۰۰۱۲۴
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1390 21:28
خسته شدم از بس که این اواخر همه بهم میگن «تو عوض شدی» پ.ن. ازدواج موفق یعنی چی؟ خسته شدم از بس شاهد ازدواجهای ناموفق بودم...
-
۹۰۰۱۲۳.۲
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 23:14
-
۹۰۰۱۲۳
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 14:24
محبت کردن چقدر ساده است... واسه بعضی آدما ابراز محبت خیلی سخته، ولی واسه ی همون آدمها پیش میاد لحظه هایی که تلاش واسه پنهون کردن محبت، به مراتب سخت تر از ابراز محبت میشه...
-
900122.2
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 07:18
وقتی که با هم حرف نمیزنیم، آپ هم نمیکنی، من چه جوری دلتنگیمو بر طرف کنم؟ سوالهای بی موردت چه معنی میتونه داشته باشه؟
-
900122
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 07:17
بعضی ها زنده هستند، چون هنوز وقت مرگشون نرسیده، نه بخاطر اینکه کار خاصی توی این دنیا دارند... بعضی ها نمیمیرن چون هنوز باید زنده باشن، نه بخاطر اینکه خودشون رو از مرگ دور کردن... پ.ن. احساس میکنم به یه خواب عمیق احتیاج دارم... قبلش هم باید یه عالمه گریه کرده باشم... بعدش هم که بیدار میشم یه سردرد حسابی داشته باشم......
-
۹۰۰۱۲۱.۲
یکشنبه 21 فروردینماه سال 1390 21:04
-
۹۰۰۱۲۱
یکشنبه 21 فروردینماه سال 1390 21:02
خواهرم برام اسمس داده: «فرق عزیز و دلتنگ: دلتنگ کسیه که پیام میفرسته، عزیز کسیه که پیام میخونه» فکر کنم راست میگه چون من اصلاً دلم واسشون تنگ نشده... احساس میکنم خیلی بی عاطفه ام... از وقتی یادم میاد همین بوده ام... پ.ن. وقتی غر میزنم و نق نق میکنم، بهم میگن غرغرو، بی اعصاب و ... وقتی هم که ساکت میمونم و چیزی نمیگم...