-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1390 08:54
میدونی چه وقتایی عاشق خودم میشم؟ اون موقعی که با جرات می ایستم میگم: "من اشتباه کردم".
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 خردادماه سال 1390 08:35
حسرت به دلمون موند یه پسر مذهبی پیدا کنیم که منش اجتماعی و سیاسیش هم با ما جور باشه... اصلا مذهب ما یه چیزه، مذهب این جماعت یه چیز دیگه!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 23 خردادماه سال 1390 18:35
میخوام با هم بازی کنیم، نه اینکه با هم بازی کنیم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 خردادماه سال 1390 07:54
باید این دنیای مجازی رو رها کنم.... غصه ها از اینجا شروع شد و همینجا باید تموم بشه... جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته.... اینجا پناهگاه خوبی نبود، مدتهاست اینو فهمیده ام، اما از نمیرفتم چون جای دیگه ای نداشتم که برم.... اما دیگه میخوام کوله بارمو ببندم و کم کم کم کم برم... برم یه جایی که نمیدونم کجاست... این موسیقی...
-
900320
جمعه 20 خردادماه سال 1390 20:13
عزیزم دوستت دارم و داشتم، اما خداییش قشنگتره که این رابطه رو تمومش کنیم... یه ماهه که یه زنگ بهم نزدی، دریغ از یه اسمس... تولدم گذشت و به روت نیاوردی، میدونی تحت درمانم ولی حالمو نمیپرسی... باشه عزیزم، اشکالی نداره. حتماً سرت شلوغه بوده، زندگی متاهلی و کار و حالا هم که به سرت زده دوباره درستو ادامه بدی... زندگی سخته،...
-
900318
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1390 12:54
- این نشون میده که تو الان داری با لایه های پایین ذهنت زندگی میکنی، با قسمتهای emotional مغزت، نه قسمتهای logical ... +ولی قسمتهای logical مغزم تعطیل نیست، دردم همینه... دردم اینه که میفهمم... --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- میگه دو سال...
-
900316
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 09:02
برای خودم رویای جدیدی ساختم... رویایی که برای تحققش نیاز به حضور کس دیگه ای ندارم. یه هدف که بخودم مربوطه و لاغیر... ممکنه هدف بالا و والایی نباشه ولی از سرگردونی و درجا زدن خیلی بهتره... اوقاتی که دلگیر و خسته با خودم فکر میکنم "که چی؟ " این رویا میتونه به دادم برسه...
-
900314
شنبه 14 خردادماه سال 1390 19:26
من: مامان میخوام پولامو جمع کنم خونه بخرم... مامانم: آره مامان، خوشگلیت که به دردت نخورد، هنرت هم که به چشم کسی نیومد، شاید به خاطر آپارتمونت یکی پیدا بشه. من: ..... .... ....میخوام پیدا نشه پ.ن. قابل توجه لیلا، ببین من چی میکشم...
-
:دی
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1390 20:00
دانلود اینترنت خونه نامحدوده، ولی اصلا دانلود تو شرکت یه صفای دیگه داره...
-
900311
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1390 07:47
ای بابا...! انتخابات 88 و جریان ف.ت.ن.ه و جریان ا.ن.ح.ر.ا.ف.ی و قیام ص.غ.ری و همه اینا یه طرف، بی حالی ما هم یه طرف! پ.ن. این اواخر یه چیزایی خوندم در مورد ابسوردیسم که نویسنده به خرابات انگاری ترجمه اش کرده بود، قضیه اش داره تو مغزم میگرده...
-
900309
دوشنبه 9 خردادماه سال 1390 10:46
دکتر میگه هر کتابی که میخونی، هر فیلمی که میبینی، هر موسیقی که گوش میدی (و کلاً هر غلطی که میکنی...) در روندخوب شدنت موثره! ممکنه اثر خوب یا اثر بد داشته باشه... دکترجون کجایی ببینی امروز با خوندن ش.ک.ن.جه هایی که بعضی ها رو دادن، هر چی شما و داروهات رشته بودین، پنبه شد.... پ.ن. دم صبحی هر چی تلاش میکردم بخوابم تصویر...
-
آخه دردمو به کی بگم
یکشنبه 8 خردادماه سال 1390 14:38
با من بگو بخند نکن، گوشت تنم می ریزه
-
900308
یکشنبه 8 خردادماه سال 1390 10:32
دختره تا دیروز همچین تو وبلاگش بی ناموسی مینوشت که ما فکر میکردیم پسره...! بسوزه پدر عاشقی، عشق چنان لطیفش کرده، تو بگو عین برگ گل!!!حالا بماند که نصف حرفای لطیفش شِر و وِره...
-
نوازش
شنبه 7 خردادماه سال 1390 11:08
از عبارت "سر انگشت تدبیر" خوشم میاد.
-
900307
شنبه 7 خردادماه سال 1390 09:03
من از اینا میخوام، به عنوان کادوی تولد
-
۹۰۰۳۰۶
جمعه 6 خردادماه سال 1390 18:45
شرمنده، ولی هیچ توالتی، توالت خونه ی خود آدم نمیشه... پ.ن. خوب حتما بهم فشار اومده که اینو میگم... اصلندش وبلاگ خودمه، میخوام چرند بنویسم توش!
-
واقعاً که...
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1390 09:05
چند نفر مجروح و زخمی شدن، ما از سر بدبختی به حرفای ا.ن. میخندیم!!! حقشه یه تظاهراتی، یه اعتراضی یه چیزی راه بیاندازیم.... آخه این چه وضعشه؟؟
-
900304
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1390 08:22
یا کتاب میخونه، یا فیلم می بینه یا میخوابه یا تو اینترنت دنبال چیزایی که دوست داره میگرده... بعضی وقتا هم با دوستاش میره بیرون... خلاصه بلده چه جوری سر خودشو گرم کنه، عین من نیست که وقت اضافه هاشو بشینه غصه بخوره!
-
900303
سهشنبه 3 خردادماه سال 1390 12:11
چون همیشه از جایی شروع میشه که فکرشو نمیکنی، دارم سعی میکنم فکرشو نکنم، بلکه از همینجا شروع بشه...
-
ای بابا
دوشنبه 2 خردادماه سال 1390 08:52
یارو روابط خصوصیش هم مشکل داره، برداشتن گذاشتنش تو روابط عمومی!!!!
-
900302
دوشنبه 2 خردادماه سال 1390 07:31
اینقدر بدم میاد از این پسرای تابلویی که واسه دوست دختر پیدا کردن یه وبلاگ با بک گراند مشکی میزنن و آهنگ مینویسن و از تنهایی مینالن!
-
۸۹۰۹۲۸
یکشنبه 1 خردادماه سال 1390 18:00
اونقدر بدم میاد وقتی برای کسی هدیه میخرم، ببخشدش به دیگران.
-
اگه بشه چی میشه...
یکشنبه 1 خردادماه سال 1390 09:40
وای خدای من! اگه این موقعیت جدید کاری نصیبم بشه خیلی خوبه، خیلی خیلی خیلی خوبه... از این شرکت کوفتی هم خلاص میشم... ساعت کاریم هم دو ساعت کم میشه... از این محیط کارگری و مرد و زن قاطی هم خلاص میشم، میرم یه محیط زنونه، هر چند اونجا هم مشکلات و خاله زنکبازی خودشو داره، ولی حداقلش آدم وقتی میخواد عطر بزنه و به خودش برسه...
-
900301
یکشنبه 1 خردادماه سال 1390 07:52
دیگه اونایی که شب تا صبح کولرشونو روشن میذارن، مایه دار محسوب میشن... خصوصاً اگه کولره چیکه هم بکنه...!
-
900231
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1390 07:20
مشاهده شده است که در مواردی، شاسی ماشین با توحش راننده نسبت مستقیم دارد!
-
۹۰۰۲۲۹
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1390 20:13
زندگی بدون دوست خیلی خالیه...
-
900228
چهارشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1390 14:30
آناکارنینا رو تو هفده هیجده سالگی تا وسطاش خوندم... چرا اون موقع خیانت آنا اینقدر به چشمم نمیومد؟ اما الان وقتی تو این دنیای گند مجازی قصه خیانتهای واقعی آدما رو میخونم، دلم بهم میخوره... دلم واقعاً به هم میخوره....
-
900227
سهشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1390 09:21
من جوری نمینویسم که نوشته هام لایک بخوره یا شیر (share) بشه... خوب من اینجوری مینویسم دیگه... البته من دیگه خیلی کم مینویسم نسبت به قدیما... من اینا رو واسه خودم مینویسم که خودم بفهمم تو مغزم چی میگذره...
-
900226
دوشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1390 09:26
خوش بحال اونایی که گاو به دنیا میان و گاو از دنیا میرن!!! خدایی چه صفایی میکنن واسه خودشون... تا حالا گاوی دیدی که از شدت فشار عصبی سکته کنه؟ فشار خون بگیره؟ یا چه میدونم اعتراض کنه که چرا میدوشنش، چرا از پهنش هم سود میبرن ولی طویله اش رو درست تمیز نمیکنن؟؟ چرا هر وقت میخوان جفت میندازنش، هر وقت نمیخوان باید طاق باشه؟...
-
900225
یکشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1390 07:32
جراح خوب سراغ ندارید؟ من سرطان حوصله گرفتم! پ.ن. اون قصه کوسه ها و ماهی ها بوداااااا، من الان بدجور کوسه لازمم...