چند روز پیش سیب عزیزم منو به بازی دعوت کرده بود... امروز حوصلشو دارم که بازیشو ادامه بدم. موضوع اینه که از لذتهای زندگیم باید بنویسم:
1-آرایش کردن، واسه من لذت بخشه، حالمو خوب میکنه... هر بار یه قیافه ی تازه واسه خودم میسازم، و خودم از نگاه کردن به خودم کلی کیف میکنم.
2- وبگردی... این که دیگه لذت مشترک وبنویسهاست..
3- وقتایی که مامانم حالش خوبه با داداشم سر به سرش بذاریم و بخندیم.
4- داداش بزرگم راننده باشه و من هم کنار دستش باشم و معین گوش کنیم، اون هم با صدای بلــــــــــــــــــند
5- حاضر جوابی... وقتی جواب دندون شکن میدم خودم خیلی کیف میکنم...
6- وقتی یکی ازم تعریف میکنه، اون موقع هم خیلی حال میکنم.
7- با دختردایی هام بگو بخند راه بیاندازیم.
8- خوردن... خوردن خیلی تو زندگی من مهمه.
9- دویدن... اگه مکانش گیر بیاد، خیلی سر حالم میکنه.
10- آواز خوندن وقت ظرف شستن، شد خزان گلشن آشنایی....
۱۱- زل زدن به بچه کوچمولوها... بو کردن بچه کوچمولوها... تاتی کردنشون... بَخوربَخور کردنشون... وای خدا من میمیرم واسه بچه کوچمولو...
هنوز هم هست ولی دیگه حس نوشتن بقیشو ندارم.