-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:35
به سکوتت نگو لالی، لالی ضعفی است در ابزار بیان، نه فقدان محتوا و کلام .
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:34
تبریک میگم، شما پدر نشدید !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:33
- آب زنید راه را ... - خو چه کاریه؟ اسراف میشه ...! خشک خشک جارو بزنید ...!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:33
اگه خیلی خام باشی، یا اگه خیلی پخته، اینو قبول داری که به ماهیت بعضی چیزا نباید گیر داد، مهم وجودشونه
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:32
بی پدر ! واسه همه فحشه، واسه عیسی مسیح( ع) افتخار
-
اندر باب عروسی
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 09:31
بعد به نظر من این اسکولایی که همه میدونن نه خودشون، نه باباشون و نه شوهرشون عن خاصی نیستن و با این حال خودشونو میکشن که عروسی سنگین خرج بگیرن، خیلی شاسکولن! عقده ای حتی !! بعد من همیشه فکر میکردم که این خارجکی ها که جهیزیه نمیبرن خیلی باشعورن... خب به بابای من چه ربطی داره که من میخوام زندگی جدید شروع کنم؟ بعد این...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:24
لباس نارجی هم دوختیم و کسی نیومد بگه: دلوم پی دلته، جومه نارنجی هعی روزگار...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:24
قبلا هم گفته که دو تا جمله، مبنای ارتباطاتم با دیگرانه: 1. رو شعور آدمها حساب نکن 2. شعور آدمها رو دست کم نگیر هر وقت هم ضربه ای خوردم، از فراموش کردن این دو تا اصل بوده.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:24
یه روز خوب میاد که من نیام اینترنت؟ که بگم: نازی هستم یک مسافر، دو ماهه که پاک پاکم؟؟؟؟ :(((
-
شربت اوغلی هستم، در خدمت خانواده
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:23
از وقتی بیکار شدیم، هر کی شست و شو و اسبابکشی و حمالی داره ما رو خبر میکنه!! نامردا 5تومن انعام هم نمیذارن کف دستمون :(((( باس برم دیگه... اون پاروی من کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:22
اینایی که میان تو شعرهای عاشورایی بعد از اسم امام حسین علیه السلام یه دونه "(ع)" میذارن،دقت کردن که اگه اون عین به طور کامل علیه السلام خونده بشه، وزن شعر به هم میریزه؟ خو اگه قراره خونده نشه، چرا میذاریش؟؟؟؟ میخوای بگی خیلی احترام میذاری به امام؟ خدایی؟؟؟ پس حتما شاعر بی ادب بوده که خودش علیه السلام رو در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:22
من اگه خدا بودم، یه کاری میکردم شیرینی واسه سلامتی مفید باشه.... لااقل خیالم راحت بود که چاقها ازم تشکر میکنن :))
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:20
من فقط عاشق اینم.... عمری از خدا بگیرم.... بزنم دهن همه اونایی که زر زیادی میزنن رو صاف کنم!
-
پیر شدیم و هیشکی از این کادوها بهمون نداد
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:19
من اون همه سلیخه به خرج میدم واسه کادوی دیگرون، بعد هر کی هرچی واسه من میگیره میذاره تو نایلون راه راه میده دستم! :((
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:18
استاد آبسالان، که ما باهات درس معادلات دیفرانسیل داشتیم. هر جا هستی، دمت گرم و دلت خوش.... دیشب نکته های جالبی که سر کلاست گفته بودی و من یادداشت کرده بودم رو دیدم. خیلی دوستت داشتم. ماچم به لپت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:17
شب جمعه هم شب جمعه های قدیم، مردم این همه بهونه نمی آوردن که، اون نمیخوابه، این بیدار نمیشه و ... خود من رو میبینید؟ پنج تا بچه، از 17 تا 7 ساله تو خونه بودن، ولی پدر و مادر من در کمال موفقیت تونستن من رو تولید کنن. با تچکر از زحمت چند دقیقه ایشون! پ.ن. همین الان تو گوشی به من گفتن که منویات مقام معظم رهبری هم از پدر...
-
یه روزم یه دختر به دنیا میارم، اسمشو میذارم میخوش
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:15
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:15
واگن لب به لب پر است. باسن بزرگ یک خانم زیر آرنج دانشجوی نخبه و کوله پشتی یک دانشجوی دیگر توی دهانش است. قطار توقف میکند و مسافران دسته جمعی قانون اول نیوتن را میبرند زیر سوال، چون فضایی برای بروز اینرسی ندارند. تک و توکی از بین جمعیت خودشان را به سمت در میکشند تا پیاده شوند. چند برابر این تعداد از بیرون واگن برای...
-
به تعدادی ریقو جهت ریدن به شانس اینجانب، نیازمندم
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:14
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:14
یه روزم یه رمان علمی-تخیلی مینویسم که شخصیتهای اصلیش آخرین زوج دایناسورن در عصر یخبندان... زنه یخ میزنه و مرده از غصه خودکشی میکنه و به این ترتیب نسلشون منقرض میشه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:13
مترو چیست؟ یک گور دسته جمعی متحرک، که زنده های ایستاده در آن، آرزوی مرگ میکنند.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:12
ما تازه بعد ممنوع شدن واردات اقلام لوکس، فهمیدن یه عده تو این مملکت خودشونو با دسمال توالت خارجکی پاک میکردن!!! اختلاف طبقااااااااااااااااتی که میگن همینه ها
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:11
وقتی یکی میاد زیر یک پست عمیق من، یک تیکه جلف بی ربط سکسی ول میکنه، سعی میکنم همه مدنیت وجودم رو یکجا جمع کنم و اجازه ندم قمرخانم درونم چادرشو ببنده به کمرش و با کفگیر بیافته دنبال تقی کفترباز!!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:11
اغلب ما رابطه بر مبنای علاقه رو تجربه کرده ایم. اما رابطه بر مبنای تفاهم و احترام متقابل یه چیز دیگه است. به نظرم یه گام بزرگ به سمت بلوغ شخصیته.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:09
از بچگی وقتی مستأصل میشدم، بقیه به کار ها و حرفام میخندیدن... هنوزم همونطوره!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:07
اختلاف طبقاتی یعنی دست ما کوتاه و خرما بر شاسی بلند!
-
کربلا و خرابه شام دم در اداره بیمه است.
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:07
اگه میخواید شاهد عظمت تولید ملی باشید، بلند شید یه سر برید اداره بیمه و شاهد خیل بیکاران تولید شده باشید. خدا وکیلی میرم بیمه دنبال کارم، عصبی، افسرده، و ناامیدتر از همیشه میشم... الهی بمیرن! الهی برن زیر ماشین! الهی جزجیگر بگیرن.... اصلندش آدم قیافه این کارگرها رو میبینه میخواد های های گریه کنه... حالا هی برید واسه...
-
بیکاری خر است، بیمه بیکاری خرتر است!
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:06
خط فقر اونجائیه که .... اونجا که نه، همینجا.... دقیقا همینجا که من نشسته ام، یه کم بلاترش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:05
یک زمانی هم تحت تأثیر هزینه های ازدواج و زندگی مشترک، یک دو بیتی از خودم درکرده بودم: پس چه شد شهزاده و اسب سپید؟ عشق آبی فام و سبزی امید؟ دوستت دارم ولی با من بگو میشود این عشق را با نان جوید؟ فکر کنم اون موقع هجده سالم بود، شایدم کمتر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 19:04
زمانی تلخی یک یائسه پنجاه ساله رو داشتم که از شانزده سالگی بیوه شده بود.