-
تناقض تا چه حد؟!
شنبه 20 دیماه سال 1393 08:50
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 دیماه سال 1393 09:39
دو نفر که عاشقیهاشون رو جای دیگه هدر داده بودن، حالا با تنهاشون بهم رسیده اند. یکیشون یادش بود که اون یکی قبلاً خیلی خوب عاشقی رو وصف میکرد. ازش پرسید راستی عاشقی چه جوری بود؟ اون یکی گفت من دیگه یادم نیست. هیچ کدوم یادشون نبود چه جوری میشه بی خواست تن یکی رو دوست داشت...
-
یه کم طول کشید تا بفهمم.
چهارشنبه 3 دیماه سال 1393 11:39
اعظم همکلاسی دوران دانشگاهم، فرزند اول یک خانواده ده نفره، ساکن خاک سفید تهران بود. پیش دانشگاهیش رو که خوند، عقدش کردن واسه پسری که حداقل ده یازده سال از خودش بزرگتر بود. روز اول دانشگاه با شوهرش اومده بود؛ بچه هایی که دیدنشون فکر کرده بودن طرف بابا یا دایی اعظمه. اواخر سال اول دانشگاه عروسی کردن و بلافاصله اعظم...
-
تعملاتی در جنوب شهر
دوشنبه 17 آذرماه سال 1393 14:02
اینو قبلاً هم گفته بودم که فقر اقتصادی میتونه نشونه فقر فرهنگی هم باشه؟ بذارید مثال بزنم. تو پایین شهر، کم نیستن آدمهایی که تو خونههای خیلی محقر با ساختمانهای در آستانه خرابی زندگی میکنن، اما ماشینهای نسبتاً مدل بالایی دارند. این ماشینها یا سال کمی از ساختشون میگذره که قیمتهای بسیار بالایی دارند یا قدیمی هستند...
-
انقلب ینقلب انقلاب فی قلبی
سهشنبه 20 آبانماه سال 1393 11:39
میل به آزادی، از همه امیال آدمی قویتر و ژرفتر است؛ به همین دلیل حتی از عشق میتوان گذشت. مسیحا برزگر من با این حرف موافقم. چرا؟ چون تجربهش کردهام. نه ماه آزادی را در زندگی مخفیانهای نهچندان دور از خانه پدرم تجربه کردم. تا قبل از آن حتی تصور آن لحظهها برایم غیر ممکن بود. کسی را به زندگیام راه دادم که با کمکش...
-
چرا فکر میکنم ازدواج شبیه خرید خانه است
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1393 08:38
خب برای اینکه اغلب آدما بسته به شرایط و داشته هاشون هست که موقعیت ازدواج براشون پیش میاد، مثل خونه خریدن که بسته به میزان پول توی جیبت خونه بهت معرفی میشه.خیلی ها هم که پول تو جیبشون کمه، میگن این خونه رو میخرم،بعدش خودم اونجوری که میخوام بازسازیش میکنم، عین اونایی که میگن با فلانی ازدواج میکنم، بعدش خودم روش کار...
-
جنبه ندارم
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1393 08:23
نگهبان شرکت، امروز با شور و شوق بیسابقهای سلام و علیک میکرد و به همه میگفت: روز خوبی داشته باشید! میخواستم بگم: معلومه شب خوبی داشتید!
-
روی سنگ قبرم بنویسید
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1393 08:05
شما نمیخواد روی سنگ قبر من چیزی بنویسید؛ ایشالا خودم بعد از شما میمیرم.
-
این روزها 1
یکشنبه 2 شهریورماه سال 1393 09:26
«آدم همیشه حسرت آن چیزی را میخورد که ندارد» زمانی که این گزاره در ذهن من تبدیل به اصل شد، تصمیم گرفتم قدر چیزهایی را که دارم بدانم، و تا حدودی توانستهام تصمیم را عملی کنم؛ اما اینها دلیل نمیشود که حسرت نداشتههایم را نخورم. مثلا من همیشه از پسرهایی که اهل خواندن هستند خوشم میآمد. به نظرم این یک توانایی است که...
-
چیزی که به خاطرم مانده
یکشنبه 1 تیرماه سال 1393 08:36
پانزده- شانزده سال پیش در مجله کیهان بچهها (شاید هم یک مجله دیگر!) شعرهای ارسالی مخاطبان کودک و ونوجوان به زبان ساده نقد میشد. یک بار خطاب به یکی از آنها نوشته بود (نقل به مضمون): در شعرت از عناصری حرف بزن که میشناسی، چیزهایی که در زندگی با آنها سر و کار داری. سعی کن وجه شاعرانه همان چیزها را کشف کنی؛ و در آخر...
-
بخت سیاه گلمنگلی
چهارشنبه 7 خردادماه سال 1393 10:45
این وبلاگ مثل یه زن ایرانی نجیبه و من؟ من مثل یه مرد ایرانی لندهورم. رفیقی داشتم که ازدواج کرد و من تنها شدم، این شد که رو آوردم به این وبلاگ،؛ بهش ابراز علاقه کردم، واسش لباسهای رنگارنگ تدارک دیدم، هر لحظه و هر ساعت بهش سر زدم و ازش کام گرفتم. اما حضورش تو زندگیم باعث نشد که مثل مردهای عیاش میخونه برو، وقت و بیوقت...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 اردیبهشتماه سال 1393 09:50
یکی از آزاردهندهترین برخوردها از نظر من، قطع یک طرفه بحثه،اخیراً سعی می کنم خودم مرتکبش نشوم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1393 08:24
دلم رابین ویلیامز میخواهد، وقتی در "چه رویاهایی می آید" کریس میشود، دست زنش را میگیرد و بهشت را با آن خانه جهنمی عوض میکند، برای بودن در کنار او .
-
زیبا، جادار، مطمئن حتی
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1393 09:19
به نظر من گرمی صفت مناسبی واسه آغوش نیست، آغوش باید نرم باشه.
-
:/
یکشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1393 13:53
یه وقتایی از بس راست میگم، هی فکر میکنم مردم باورشون نمیشه
-
نظر شخصی ناکارشناسانه
چهارشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1393 15:09
جامعه ای که آینده برایش مهم باشد و سیاست هم نداند، انقلاب میکند.
-
بس که خوردیم
چهارشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1393 15:07
کار ما از مثل "دست بالای دست" گذاشته، باس بگیم "کیر بالای کیر"
-
920130
چهارشنبه 27 فروردینماه سال 1393 13:24
یه جا خوندم «وقتی گرسنه ای برای خرید به سوپرمارکت نرو، چون چیزایی میخری که بعدن از خریدشون پشیمون میشی.» متأسفانه انتخاب آدما و شروع رابطه (واسه من و امثال من که همیشه منع و محدود شدیم) عین خرید همون گرسنه تو سوپرمارکته
-
به لبخندی که صدایت به لبم مینشاند نیاز داشتم.
سهشنبه 26 فروردینماه سال 1393 11:30
- الو، سلام - سلااااااااام، چطُوری؟ خوبیـــ؟ - خوبم، تو خوبی؟ - خوبم، چه خبر؟ خوش میگذره؟ - سرت شلوغه؟ - نمیشه که تو زنگ بزنی و جواب ندم... تو سرت خلوته؟ - زیاد خلوت نیست، میخوام زود قطع کنم. کاری نداری؟ - همین؟ - آره دیگه، همین. خداحافظ. - قربانت، خداحافظ.
-
مع الأسف نه خودم اصفهانی شدم و نه شوهرم.
سهشنبه 26 فروردینماه سال 1393 09:03
این اصفهانیا میتونن خاکسترو جواهر کنن!
-
921122
دوشنبه 25 فروردینماه سال 1393 09:18
اعضای خانواده من پایه ثابت راهپیمایی هستن. چرا؟ چون از لحاظ سیاسی نفهم و بی سواد و از لحاظ مذهبی متعصب هستند.امثال اینا بیشتر از سرباز و دانش آموز و کارمندای ترسان از گزینش هستن.
-
921122
دوشنبه 25 فروردینماه سال 1393 09:16
این کلاه دلقکیا چی بود امسال واسه 22 بهمن پخش میکردن؟؟ خجالت نکشیدن ریدن به اعتبار پرچم مملکت؟؟ اینجاست که باس گفت رونالدو رو ول کن، غضنفرو بگیر!!!!
-
921108
دوشنبه 25 فروردینماه سال 1393 09:12
همیشه همین جوریه، وقتی فکر میکنی کارها افتاده رو غلطک، یهو جهت غلط زدن غلطک برمیگرده میاد از روت رد میشه...
-
به بهانه پخش چندباره دلشکسته
شنبه 16 فروردینماه سال 1393 09:35
دو سال و یک فصل از پایان آن عشق کذایی میگذرد، اما هنوز خیلی چیزها به خاطرم مانده است. مثلاً اینکه او با دیدن فیلم دلشکسته اشک ریخته است، دلش با آهنگ "گاهی وقتا دل من پر میزنه" پر زده و نمیدانم به کدام خانه رویایی در شیراز سر زده؛ اینکه دلش میخواست خانهای در شیراز داشته باشد، اینکه از لهجهی دخترهای شیرازی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 20 اسفندماه سال 1392 11:00
عنی که خودش میدونه عنه، همیشه اعصابش گه مرغیه
-
من خودم از طریق این سایت گواهینامه م رو پیدا کردم
دوشنبه 19 اسفندماه سال 1392 08:04
این متن ایمیلی است که چند وقت پیش برام ارسال شد، و خیلی هم به کارم اومد: هر یک از شما ممکنه مدارکی را گم کرده باشید و تا بحال پیدا نشده باشه. یک سایت اینترنتی بسیار مفید توسط شرکت پست ایجاد شده که هر مدرکی که پیدا شده باشه و به اداره پست ارسال شده باشه رو در اون اعلام میکنه لطفا به آدرس زیرمراجعه کنید و نام و یا نام...
-
وصیت من به همه شما خواهران و برادران این است:
یکشنبه 18 اسفندماه سال 1392 16:20
در زندگی خصوصیتون از مقام معظم رهبری درس بگیرید، چونان لقمان که از بی ادبان درس ادب گرفت. انسانی نباشید که همیشه فکر میکند حق با خودش هست و همه چیز را میداند و میتواند به همه حالی کند. در حال دم زدن از لزوم و فواید مذاکره، غیرقابل مذاکره نباشید. ایزوله نباشید و بفهمید که بخشهایی از وجود شما (ناخودآگاهتان) از تحریمها و...
-
7
یکشنبه 18 اسفندماه سال 1392 11:04
به وقت سر هم (بوقت) نوشته شده بود خب من هم خوندمش BOOGHAT
-
بعضی از چیزهایی که تا حالا در مورد زندگی فهمیدم
شنبه 17 اسفندماه سال 1392 17:30
زندگی اهل شوخی دستیه، اصلا هم موقعیت سرش نمیشه، هیچ وقت هم از تکرار شوخی دستیهاش خسته نمیشه، هیچ وقت هم شوخی جدید کم نمیاره. البته من هم خیلی وقتها یادم میره که زندگی چه عادتهای گُهی داره.
-
از ازدواج بگم براتون
سهشنبه 13 اسفندماه سال 1392 08:12
حالا نمیدونم این عیب تأهله یا حسنش (به نظر خودم حسن نمیتونه باشه) که من متأهل در درونم یه حسی دارم که باعث میشه از شعرهای عاشقانه ای که در مورد بی وفایی و برنگشتن یاره، حذر کنم؛ حتی این حس مانع از این میشه که از زیبایی های کلامی اون شعر لذت ببرم.