-
چرا به نظر میرسد بیست و هشت ساله ها حالشان بد است؟
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1392 09:18
تا به حال جانور یا حشره ای را دیدهای که در یک اتاق گرفتار شود و دنبال راه فرار بگردد؟ این بدبختها که نمیدانند شیشه چیست، از پشت آن منظره بیرون را که میبینند و فکر میکنند میتوانند مستقیم بروند و وارد فضای باز شوند؛ پس همین جور راست با سر میروند توی شیشه. بسته به هوششان بعد از چند بار برخورد با شیشه، میفهمند چیزی هست...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1392 16:04
ویولونزن انگار دستشو میکشه رو حجم خاطره ی معشوق، به پلک بسته ش نگاه میکنه و میپرسه یادته؟ اون روزا رو یادت میاد؟ همین طور که آه میکشه روشو میکنه به پنجره ای که مدتهاست خورشید پشتش غروب کرده... ویولن که ناله میکنه، انگار به جای من ناله میکنه، گریه م بند میاد. منتظرم که نوبت سنتوربرسه،به نوازش سنتور اون تصنیف محزون رو...
-
پسری که پنج سال از من کوچکتر بود
دوشنبه 21 بهمنماه سال 1392 11:06
برای اولین قرار عاشقانه، مرا به کافهای در خیابون وزرا برد؛ جای دنجی طبقه دوم یک ساختمان قدیمی بود. از کافه که بیرون آمدیم مثل دو ناشی احمق در حال پایین آمدن از پله لبهای هم رو بوسیدیم. ناگفته نماند که ناشیگری از او بود و من فقط دلم نمیخواست توی ذوقش بزنم. توی پاگرد بعدی بهم حمله کرد و چسباندم به دیوار و شروع کرد به...
-
یک روز در حمام گرم
یکشنبه 20 بهمنماه سال 1392 08:42
بی اراده ترین بوسه و نوازش را نثار خراشهایی کردم که در مستی هماغوشی از چنگم دررفته بود.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 بهمنماه سال 1392 09:06
و خداوند تخم را آفرید، اما آن را از زنان دریغ کرد و از خود نپرسید که این بندگان من وضع اسفناکشان را به چه حواله کنند؟
-
حورٌ بلا عین
چهارشنبه 16 بهمنماه سال 1392 13:19
بهشت جایی است که چاق یا لاغر بودنت مهم نیست، حتی درشتی چشمانت.
-
یکی از آن 180 درجه ای ها
دوشنبه 14 بهمنماه سال 1392 12:00
باهوش مغرور سال 88 که از شنیدن خطاب «نمیفهمی» از دهان معشوق آشفته میشد، این روزها به راحتی در انظار عمومی خود را خنگ خطاب میکند. عجب که سایه ام را در آغوش گرفته ام!!!!
-
کدام یک خوشبخت تریم؟
دوشنبه 14 بهمنماه سال 1392 09:28
آقای بیگ-یکی از کارگران خدمات شرکت، ساعت دوازده شب میخوابد، ساعت چهار صبح از خواب برمیخیزد و از یکی از شهرکهای اقماری تهران با هزار زحمت خودش را به شهرک غرب تهران میرساند. حقوق آقای بیگ با احتساب اضافه کاریهای آنچنانی به یک میلیون تومان نمیرسد که حدود 200هزار تومان آن را صرف هزینه رفت و آمد میکند. آقای بیگ قبلاً...
-
اولین و آخرین بار
دوشنبه 14 بهمنماه سال 1392 08:02
پرسید اصلا به من فکر میکنی؟ گفتم معلومه که فکر میکنم. جوابی داد که توش ناباوری بود. گفتم همین امروز صبح اونقدر تو فکرت بودم که برای اولین بار ایستگاه اتوبوسی که باید پیاده میشدم رو رد کردم. ح اص
-
این روزها
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 15:31
سبزهها همین طور یکریز در حال آراستن گلهایی هستند که زندگی به سرم زده است.
-
در میان این قبیله
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 10:57
دیشب دو نفر از اعضای متأهل خانواده، بدون همسرانشان راهی سفر عمره شدند. در فرودگاه و لحظه خروج از سالن انتظار زن و شوهرانی که در آستانه فراق بودند، همدیگر را سخت در آغوش گرفته و میل به جدا شدن نداشتند. دیدنیتر از خداحافظی این دو زوج، دید زدن چشمان بستگان مشایعتکننده بود که عموماً از دیدن چنین صحنههایی محرومند!
-
کاین جلوه بر محراب و منبر میکنند
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:42
اگه خوردن گه اضافه عمر را کوتاه میکرد، همه واعظان جوان مرگ میشدند.
-
دانلود فیلم
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 07:23
http://tinyez.net/ اینجا خعلی هم خووب خعلی هم عالی فقط باید فیلتر شکنت غیرفعال باشه عضویت هم یه مین بیشتر طول نمی کشه! http://www.imdb-dl96.in/ http://tvworld.info/ ariamovie119.in مجانی بدون عضویت و هیچ چیز دیگه ای.ولی فقط باید فیلترشکنت خاموش باشه http://dl2.uldownload.com/ به تفکیک سال ساخت و کارگردان
-
به نظر منگ میرسم.
یکشنبه 6 بهمنماه سال 1392 17:27
نه که به آدمهای دور و برم اهمیتم ندهم، اغلب برای بیشتر دانستن در موردشان دلیلی ندارم.
-
سرازیر شوید ای بزاق ها!!
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 09:22
شاید در زندگی بعدیام چسبندگی روی لواشکهای غیربهداشتی شوم.
-
من قرصهای آبی ام را دوست دارم.
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 14:32
میندازم بالا، هوا میرم... میدونی که تا کجا میرم.
-
دوستش دارم... دوستش ندارم... دوستش دارم... دوستش ندارم.... دوستش دارم... دوستش ندارم...
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 07:27
خواستگار مرد خوبی است که هیچ هورمونی را در من برنمیانگیزد.
-
با تو نیستم، با خودمم
دوشنبه 30 دیماه سال 1392 13:04
یادت باشه، آدما گاهی دلشون به چیزای کوچیک خوشه. این خیلی مهمه که تو در سطح کلان منافع اونها رو در نظر داری، ولی از اون مهمتر اینه که تو مسائل کوچیک دم دستی هم به یادشون باشی، نه اینکه فقط به خودت فکر کنی. گاهی همین نادیده شدنهای کوچیک آدما رو غمگین میکنه، خصوصاً اگه تو دل خودشون غمهای نگفتنی داشته باشن با سر به هوائی...
-
درست نویسی صکصی
دوشنبه 30 دیماه سال 1392 07:45
حسن نوشتن در بلاگ اسپات فیلتر شده این است که از نوشتن کلمات ممنوعه واهمه نداری!
-
این روزها ساکتم، بیشتر از همیشه
شنبه 28 دیماه سال 1392 11:04
به قول فلانی باید برای چون منی نگران شد.
-
به خواستگار، سلامی دوباره خواهم داد.
سهشنبه 24 دیماه سال 1392 12:13
چند خط از وبلاگ یک زن مطلقه را میخوانم و به خودم میگویم: «این آینده توئه، اگه زودتر یه فکری به حال خودت نکنی» دست پر وده یک خانواده سنتی، از دست خانواده سنتی به کجا میتواند فرار کند؟ نه آن جرأت و جسارت را دارد که بزند زیر همه چیز و بگذارد و برود؛ نه آنقدر قوی است که بماند و برای تغییر شرایط بجنگد.
-
آخر هر جا باشد بهتر از اینجاست.
سهشنبه 24 دیماه سال 1392 07:15
یادم رفته است، بر هم نمیگردد.
-
تابستان امسال
دوشنبه 23 دیماه سال 1392 07:18
مردی را بهم معرفی کردند که یک بار ازدواج کرده و طلاق گرفته بود. گفتم این موضوع از نظر من اشکالی ندارد، به قول لیلا این آدم شکست خورده ولی در عوض تجربه کسب کرده است و نگاهش به زندگی عمیقتر شده. معرفش نگفت که قصد ازدواج دارد و برای من هم مهم نبود که چه قصدی دارد اما وقتی تماس گرفت معلوم شد که به چیزی غیر از ازدواج فکر...
-
تق تق... کیه؟... بختم.
شنبه 21 دیماه سال 1392 09:34
خواندن این نوشته به افراد پاستوریزه توصیه نمیشود. بالاخره ما نفهمیدیم جنسیت بخت چیست؟ اگر زن است، پس چطور به این سختی میگاید؟ اگر مرد است پس چطور لنگش را برای بعضیها هوا میکند و از بالا و پایین بهشان کام میدهد؟
-
کارهای بد آدمهای معمولی
چهارشنبه 18 دیماه سال 1392 08:50
-
"پیچش مو" در سوپ
سهشنبه 17 دیماه سال 1392 14:12
بهترین خاطرهام از بدترین خاطرهساز زندگیم، این بود که وقت مریضی حالم را پرسید.
-
یک حس
یکشنبه 15 دیماه سال 1392 16:30
به لبخند پرزیدنت نگاه کنید، آدم حس میکند خوشبختترین مرد دنیاست که دارد به حرفهای معمولی زنش با حداکثر علاقه گوش میدهد. اما چیز دیگری در عکس هست که آدم را به شک میاندازد، چیزی که تا به حال در بیشتر عکسهای دو نفرهشان حس کردهام. زن آنقدرها هم خوشحال نیست، انگار احساس ناامنی میکند. هر چند آدمهایی با این موقعیت...
-
پیری ابدی*
یکشنبه 15 دیماه سال 1392 08:18
بچه فیلها از همون اول که به دنیا می آیند، صورتشان چین و چروک دارد، مثل روح بعضی ها. *تلمیحی دارد به عنوان کتاب "نوجوانی ابدی" که این روزها بازار داغی دارد.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 دیماه سال 1392 18:49
از هر چه بگذریم، سخن سکس خوشتر است!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 دیماه سال 1392 18:48
دیروز به محمدرضا (همان خواهرزاده ام که الان نه ساله است) هلو انجیری دادم که بخورد. حین گاز زدن هسته هلو نصف شد.با اخمهای در هم و لب ورچیده، هلو را عین جسد سوسک مرده از خودش دور گرفت و و به آشپزخونه آمد : خاله این هلو هستهش نصف شد. گفتم: حالا چرا این ریختی شدی خودت؟ با آن لبهای کج و آویزان گفت:آخه شیره ش دراومد. هلو...