-
94094
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1394 10:56
گاهی فکر میکنم برای برآورده شدن بعضی آرزوها فقط باید چراغ جادو داشت. مثلا من آرزو دارم یک روز بیاد که مردم علاقه شون رو به سریالهای جفنگ ترکیه ای از دست بدن. قبلا که دورادور آشنا با مضامین این سریالها و شاهد وابستگی جماعت ایرانی -خاصه خانمها به این سریالها بودم، اینقدر زج نمیکشیدم اما الان که از نزدیک میبینم که چه...
-
-
چهارشنبه 18 آذرماه سال 1394 14:32
هر چی فکر میکنم یادم نمیاد پارسال یلدا کجا بودم و چیکار میکردم. اما دونه دونه یلداهای قبل از ازدواجم یادمه، با جزئیات کامل؛ خصوصاً آخرین یلدا قبل از آشنا شدن با همسرم. یه کت زمستونی سفید پوشیده بودم با یه شال بافت سفید، و رنگ رژی که خیلی بهم میاد. فروشنده های لوازم آرایش بهش میگن گوشتی ولی قدیما میگفتن جیگری. رنگ...
-
یافته های نایاب من
سهشنبه 17 آذرماه سال 1394 14:05
گاهی مجبور میشی انتخاب کنی، بعد از اونش دیگه فرقی نمیکنه یه زمانی فکر میکردم یه روز خوب روزیه که بفهمم چمه، حالا فقط میخوام بدونم روز اولی که یه چیزیم بود و نمیدونستم چمه، چه روزی بود؟ از کسی که با بدبخت کردن خودش، تو رو هم بدبخت میکنه نمیشه انتقام گرفت. واسه دونستن قدر داشته هات، لازم نیست از دستشون بدی، فقط یه نگاهی...
-
خرده مکالمات زن و شوهری- شوهر نگو، کوه نمک!
پنجشنبه 12 آذرماه سال 1394 13:26
ز: از صبح همین جور الکی اشک تو چشمم جمع میشه، گریه م میگیره ش: الکی که نیست، بگو چی شده ز: نه بابا، واقعنی الکیه ش: کسخلی ز: چی گفتی؟! ش: میگم از هورموناته ز: گفتی کسخلی! ش: ز:خوابیدی؟ ش: نوچ ز: چرا نخوابیدی؟ ش: خوابم نمیبره ز: از بس خوابیدی! ز: دلم گرفته ش: بیا سر پا بشاشیم... ا ونقدر کیف میده! ز: نمیدونم این...
-
940806
جمعه 6 آذرماه سال 1394 07:07
1. هر چه بیشتر میگذرد بیشتر بر این نظر مصمم میشوم که ملت ایران یک مشت مادر به خطای نافهمند که کمر به دق دادن انسانهایی بسته اند که میفهمند! 2. وقتی اخبار ملاقات شخص اول! مملکت با پوتین را میشنوم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد بلاهتهای شاهان قاجار و دست دوستیهاییست که در آن دوران هم فشرده میشد. آزاردهنده تر اینکه هم...
-
940830
شنبه 30 آبانماه سال 1394 08:49
1. شاید یک روز فرزندم از من بپرسد که چرا با کسی ازدواج کردم که عاشقش نبودم. شاید هیچ وقت فرصت نکنم برایش توضیح بدهم که عشق برای من، گل خودروئی بود که در عین داشتن هزار خاصیت، فصلش که تمام شد خشکید و تنهایم گذاشت. اما ازدواج نهال کم جانی بود که با تدبیر کاشتمش، با صبر نگه داشتمش، به امید اینکه یه روزی ثمره اش را...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 آبانماه سال 1394 20:42
بی شک، بزرگترین تخریبگر من در زندگی مادرم بوده است، همانکه وجود من در وجود او شکل گرفت. در این لحظه آرزو میکنم ای کاش احساسم به او بر میگشت به دو سالگی، آن زمان که از قهر او به دامن خودش پناه میبردم.
-
940813
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1394 11:13
زنهایی که طلاق گرفته اند احتمالاً این جمله بی معنی اساساً غلط رو بلد نبودن تا خودشون رو تسکین بدن: همه مردا همینطورین! گول صحنه سازی ها رو نخورید، حاملگی یه زن خندون که دست روی شکم برآمده اش گذاشته نیست. حاملگی یه زن پریشونه که هفته قبل از پریودش چندین ماه طول کشیده!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 09:05
دشمن ِکسخل به از دیوث ِدوست
-
ده پاره دیوانگی
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 08:28
میخوام یه بهانه پیدا کنم تا در اقدامی نمادین با مربای آلبالو ازدواج کنم؛ مثلا پیروزی فاشیستها در اوکراین! دقت کردین آهنگای علیرضا قربانی از رادیو و تلویزیون که پخش میشه، جذابتره انگار. چرا؟ چش مردم سگ داره، چش ما توله سسسگ داره داشتن بهترین شوهر دنیا هم نمیتونه پریود رو دلپذیر کنه. تنکس گاد یو آر ئه من. اگه توی حموم...
-
عضو شریف سخنگو!
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 07:59
هر وقت میگن تو قیامت اعضای بدن آدم به حرف میان و شهادت میدن، دست و پا و چشم و زبان رو مثال میزنن، اما منطقاً این قاعده کلی باید شامل حال آلات تناسلی هم بشه دیگه؟ فکرشو کن فیلان آقای بهمان به زبون بیاد، وسط صحرای محشر همه گوش تیز میکنن ببین کجاها رفته، چی کارا کرده و الخ... از صدتا پورن استوری هم باحالتره. بقیه اعضای...
-
ترک کردن عادت خوابیدن به شکم (دَمَر خوابیدن)
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 07:48
اغلب خانواده ها بچه ها رو از دمر خوابیدن منع میکنند، شاید به دلیل توصیه های مذهبی. از نظر پزشکی هم دمر خوابیدن غلطه چون ماهیچه ها رو درگیر میکنه و البته ستون فقرات رو از حالت اصولیش خارج میکنه و در دراز مدت ایجاد گودی کمر و کمردرد میکنه. در مورد خانمهای باردار که موضوع خیلی جدی تر میشه چون خوابیدن روی شکم برای جنینشون...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 4 آبانماه سال 1394 21:40
یکی از فانتزیام اینه که بچه هام عکسای عروسیمو ببین بگن مامان اینجا چقدر تپل بودی! یعنی میخوام تو چهل سالگی باربی باشم :))
-
940729
چهارشنبه 29 مهرماه سال 1394 13:50
خودم را بیشتر آلوده ی آنچه دارم میکنم، به امید آنکه کندن و رفتن برایم غیر ممکن شود؛ اما شک دارم، مثل شک به شهر آبادی که بر گسلی بزرگ بنا شده.
-
قبیله من عشق نمیداند
دوشنبه 27 مهرماه سال 1394 09:48
دلم میخواد یه کاری بکنم... دلم میخواد یه خروجی داشته باشم... حتی اگر شده چایی پخش کردن تو هیأت باشه متأسفم... ببخشید، معذرت میخوام، دور از جون، دور از جون... خیلی بده که آدم فکر کنه فقط وقتی واسه دیگران حمالی کنه داره یه کاری میکنه... تو الان نقشت فرق میکنه، مادر دو تا بچه ای، داری بچه هاتو بزرگ میکنی. گفتگو چند جمله...
-
940726
دوشنبه 27 مهرماه سال 1394 08:57
میگم یه زمانی مداحی واسه خودش اثر هنری بود، شعرش مضمون قشنگی داشت، صدای مداح قشنگ بود، روی ملودیش کار میشد، سینه زن میشد ساز توی دست مداح. یه اثری خلق میشد که گوش نواز بود، دلنواز بود... آخه که چی یه عده تک ضرب بزنن، یکی بگه سِین سِین یکی دیگه هم عربده بکشه؟! عربده کشیدن کاری داره؟ همه میتونن عربده بکشن! میگه الان...
-
940711
یکشنبه 12 مهرماه سال 1394 00:35
1. بعد از مدتها دیدمش. در واقع از اون روزی که بهم توهین کرد و تهمت دروغ گفتن زد، برام تموم شد. نه که کینه ای ازش داشته باشم، اما به روایت مورد علاقه خودش "سقط من عینی". بعد از اون در تمام مدتی که باهاش در ارتباط بودم من حریمهای خودم رو نگه داشتم و بهش توهین نکردم. کنارش بودم، اما دیگه تو دلم نبود. بیشتر از...
-
توصیه هایی برای خرید جهیزیه
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 16:28
من فکر میکردم چون آشپزخونه ام بزرگ نیست بهتره وسیله های کمتر با کارکردهای بیشتر بخرم اما الان فهمیدم اشتباه میکردم. مثلا اگر فکر میکنید یه غذا ساز 29 کاره میتونه مخلوط کن، آسیاب، سبزی خرد کن، آب میوه گیری، همزن و آب مرکبات گیری باشه سخت در اشتباهید. در عمل فقط همون کارهای آسیاب 1.2.3 قدیمی رو به خوبی انجام میده و بقیه...
-
بر اساس یک ماجرای واقعی
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 01:49
داخلی-فضای تاریک اتاق خواب با نور چراغ برق کوچه کمی روشن شده زن تو بغل مرده، مدت طولانیه که دراز کشیده اند اما خوابشون نمیبره. زن: به نظرت اولین بار چی شد که به ذهن آدم رسید به جای استفاده از یک جسم تیز مثل چاقو، از دو تا جسم تیز مشابه با زاویه مثل قیچی استفاده کنه؟ مرد: پاتریک جان! کله ات جایی عوض شده؟ این فکرای...
-
940704
شنبه 4 مهرماه سال 1394 12:01
1. داشتم لباسهایی که دیشب با عجله از کشو ریخته بودم بیرون رو تا میزدم و میگذاشتم تو کشو. نمیدونم چه فرآیند بی ربطی تو مغزم شکل گرفت که یادم اومد یه زمانی یه مخاطبی داشتم که بهش میگفتم "قند عسلم". بعد با خودم فکر کردم این چه لقب تخمی بود که من واسه اون بیچاره انتخاب کرده بودم؟! البته خودشم دوست نداشت و شاکی...
-
جهت ثبت در تاریخ
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1394 08:23
دیروز برای اولین بار تو عمرم سیگار کشیدم، البته درست که بلد نبودم بکشم ولی خب تلاشمو کردم این چند روز به کلی اعصابم بهم ریخته بود، نمیتونستم عصابنیتم رو کنترل کنم. حالا نمیدونم تلقینه یا واقعا همون چس دود آرومم کرد. البته یه سیگار رو تو دو قسمت کشیدم، یه قسمت ظهر، یه قسمت شب، تازه دو سانت هم ازش باقی موند :)))
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 10:44
زندگیه دیگه، یه روز تب این رو داری که کسی رو پیدا کنی باهاش بری کنسرت و تئاتر، البته به خرج خودت یه روز هم راضی میشی به داشتن کسی که واست سرویس بدلی گرون قیمت میخره، که البته خودت حیفت میومد چنین پولی رو بدی بابتش
-
بدگویی همیشه بد نیست
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 09:04
خواهربزرگم در تعریف از من میگفت مرضی از زمان جلوتره، حرفی که مرضی میزنه همیشه بعدش فهمیده میشه. البته وقتی اختلاف عقیده پیدا کردیم با خودش فکر نکرد که ممکنه اینم از اون حرفایی باشه که الان قابل فهم نیست. خودم هم فکر میکنم من با نُرم افراد جامعه ام متفاوتم -به عبارتی یه سر و گردن بالاترم. اوایل فکر میکردم چنین فکری...
-
سیم کشیتو درست کن!
جمعه 13 شهریورماه سال 1394 06:12
دیدید سیم کشی بعضی لامپا اشکال داره، وقتی هم که خاموش میشه باز هی چشمک میزنه. نور این چشمک اونقدری نیست که جایی رو روشن کنه و آدم بتونه چیزی ببینه، اما وجودش رو اعصابه! نیش و کنایه هم همینجوره، هیچ کس رو روشن نمیکنه، فقط اعصابشو به هم میریزه.
-
الهی تب کنم، شاید پرستارم تو باشی
جمعه 13 شهریورماه سال 1394 06:05
قلب که میشکنه، خرده هاش میره تو خون آدم، پمپاژ میشه به کل بدن؛ هر تیکه اش هم میره تو یه عضوی گیر میکنه و زخمیش میکنه. اینجوری میشه که هر دکتری میری، هر آزمایش و رادیولوژی و سی تی اسکن و آندوسکوپی و نمونه برداری که میکنی، جواب متخصص گوارش و پوست و ارتوپد و چشم، همه فقط یه جمله است: بیماری شما عصبیه.
-
یه تحقیق میان رشته ای جامعه شناختی-روانشناختی
شنبه 7 شهریورماه سال 1394 11:38
خیلی دلم میخوادتحقیقی در مورد طرفداران آرش (خواننده ایرانی آنور آبی) بکنم. واقعا با چه سلیقه ای میشه طرفدار این خواننده شد که یک آهنگش خلاصه میشه در: تکون بده. یا خیلی خواننده های دیگه. این خواننده هایی که مثل قارچ سبز شدن و من اصلا نمیتونم یک دونه آهنگشون رو تحمل کنم. اینا کنسرت میذارن و آدما پول میدن که برن صدای...
-
فکر کنم از عوارض خونه داریه
شنبه 7 شهریورماه سال 1394 11:34
به روشن بودن تلویزیون معتاد شده ام، حتی با صدای خفه. با صدای تلویزیون بهتر خوابم میبره تا سکوت. انگار تلویزیون جای خالی همه کسایی که باید کنارم باشن و نباشن رو -البته به بدترین شکل ممکن- پر میکنه. هرازگاهی نگاهش میکنم، میبینم هنوز هست. خیالم راحت میشه و به زندگیم ادامه میدم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1394 09:09
میدانم این مشکل روانی است اما لذت بخشترین توجه برای من، توجهی است که در زمان بیماری جلب میکنم. نه اینکه وقتهای دیگر مورد توجه نباشم، اما انگار فقط برای جلب چنین توجهی استحقاق دارم و لاغیر. بدتر از همه این است که اگر بیمار شوم و به اندازه و شیوه ای که خودم لازم میدانم مورد توجه نباشد، آنوقت است که زمین و زمانم بهم...
-
رویا بافی
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1394 08:59
خانه به ما هو خانه، یک مساحت حداقل پانصد متری است، 150 متر زیربنا و الباقی حیاط. بنایش باید شمالی-جنوبی باشد. پنجره های جنوب باید رو به یک رشته کوه بنفش باشد و پنجره های شمال رو به حیاط درخت و گل کاری شده هوای خانه باید همیشه تازه باشد، سرویس بهداشتی باید تهویه قوی داشته باشد، آن هم اختصاصی نه مثل آپارتمان مشترک با...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 31 مردادماه سال 1394 10:06
از جملهی پارادوکس های اسلامی این است که مسلمانان به تبعیت از سنت رسول الله امر میشود آن هم سنتی که از دَم تا دُمش مورد اختلاف است و این در حالی است که خود رسول الله (ص) بزرگترین سنت شکن زمانهی خودش بود.