-
950622
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1395 05:25
زندگیم پرشده از کارهایی که اعتقادی بهش ندارم و باورهایی که بهش عمل نمیکنم همیشه همین طور بوده، شاید این روزا بیشتر علتشم اینه که هر چی میگذره باورام بیشتر و بیشتر از محیطم فاصله میگیره سعی میکنم زیاد روی این مسئله انرژی نذارم میخوام بذارم زندگی بگذره نمیخوام غمگین باشم شاید دور گردون روزی بر مراد ما گشت دیگه باورم شده...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1395 00:55
رابطه مثل رقص دو نفره زن و مرده، هر دو باید رقص بلد باشن و هر دو باید تن به موسیقی جاری لحظه ها بدن. اگه یکی اومد جلو اون یکی بره عقب و بر عکس. یه وقتایی هم باید از هم جدا بشن اما زیاد دور نمونن.
-
تپه ای تازه
پنجشنبه 11 شهریورماه سال 1395 09:08
ملت وبلاگهاشون رو ول کردن، میرن تو اینستاگرام عکس میذارن از خودشون و شونصد خط مطلب مینویسن. بیشتر اوقاتم مطلبشون به زور یه ربطی به عکس پیدا میکنه، مثلا تو عکس چنگال دستشه، تو متن یه یادی از چنگال عقاب شده!!! حالا این که خوبه، یارو عکس میذاره از خودش که خوابیده رو چمن و با خوشحالی چشماشو بسته، بعد از بی وفایی مردم...
-
950531
یکشنبه 31 مردادماه سال 1395 23:38
خسته ام؛ آنقدر خسته که به یاد نمی آورم آیا تا کنون بدین حد خسته بوده ام یا نه. سرنوشت، چون باران سیلاسای تابستانی بر من فرود آمده و من خیسِ خسته ی بهت زده، نه راه برگشت دارم و نه نای پیش رفتن.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 مردادماه سال 1395 00:57
ـنگاه کن بچه داره با چراغای خیابون حرف میزنه ـاین چی میزنه این جوری فاز میگیره؟! ـممه! ـخو حق داره والا
-
زنهای دور و برم
شنبه 16 مردادماه سال 1395 09:42
میگه من همیشه یبوست دارم، فقط به این امید به شوهرم میدم که به روده ام یه فشاری بیاد به کار بیافته. شوهرش دوستش نداره، دو بار مجبورش کرده بچه اش رو سقط کنه، حتی بهش تهمت زده که بچه مال من نیست. مرده میگه بیا خونه رو جای مهریه بگیر و برو، اما زنه وایساده. نمیفهمم چرا یه زن تحصیل کرده با یه شغل خوب که امکان استقلال داره،...
-
950516
شنبه 16 مردادماه سال 1395 09:25
در اثبات عبس بودن زندگی همین بس که قبل اومدن مهمون جارو میزنی، بعد رفتنشم باید بزنی. به نظرم عشق در صکص همونقدر مهمه که در آشپزی؛ شما هر چقدرم که از آشپز بدت بیاد، غذای خوشمزه خوشمزه است و بر عکس هر چقدرم عاشق آشپز باشی غذای بدمزه بدمزه است. مسخره اونجاست که غذای بد رو به خاطر گل روی آشپز فرو میدن و دم نمیزنن! احتمالا...
-
آره جونم
جمعه 1 مردادماه سال 1395 17:34
هی واسه نشون دادن عمق فاجعه نگید "به گا رفتم" چون بدتر از به گا رفتن هم هست، " حامله شدن"!
-
950331
دوشنبه 31 خردادماه سال 1395 02:44
اصلا انصاف نیست که تو نه ماه بارداری به آدم دستور استراحت بدن، بعد یهو یه عمل دردناک داشته باشی و بعد از فاز "کار کم و خواب زیاد" پرت بشی به فاز "خواب کم و کار زیاد" یه بخش خیلی خیلی سخت بچه داری، شنیدن نظرات کارشناسی عَره، عوره، مویز و غوره میباشد.
-
950329
شنبه 29 خردادماه سال 1395 02:51
بهار: آجی بیدار شو نگار: چیه؟ چی شده؟ ـ بابا و مامان رفتن بخوابن ـ خب ـ خب؟ قرارمون یادت رفته؟ ـ کدوم قرار؟ خوابم میاد... ـ اه! قرار شد نه بذاریم بخوابن نه بخوابیم... ـ اهان.... خب تو شروع کن من پشتتم ـ [جیغ بنفش] ـ [فریاد ارغوانی]
-
خلاصه ی حال این روزای من
سهشنبه 25 خردادماه سال 1395 23:13
منی که نقش شراب از کتاب میشستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 خردادماه سال 1395 18:53
من اگه اسمم "خدیجه دده بالا" بود، اعتماد به نفس نداشتم برم بالای سکوی مدرسه جایزه شاگرد اول شدنمو بگیرم.
-
ما بیشعور، شما تتلیتی
پنجشنبه 13 خردادماه سال 1395 08:41
هفته آخر بارداری رفتم آرایشگاه که یه تغییر دکوراسیونی بدم.؛طبیعتاً با اون شکم قلقلی شدم سوژه بحثهای آرایشگاه زنونه ای. خانومی که داشت موهامو از کلاه مش درمیاورد و همزمان در تلگرامش چت میکرد، تاکید داشت خیلی با شعوره که بعد هشت سال ازدواج هنوز قصد بچه دار شدن نداره. چند دقیقه بعد از گوشیش یه آهنگ از تتلو -یا یکی شبیه...
-
950231
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1395 07:25
تا قبل از بارداریم معتقد بودم تنها راه نجات این سرزمین یه زلزله عظیمه، یه حادثه طبیعی ویرانگر که همه چیز این مملکت رو نابود کنه تا از اول ساخته بشه. امیدوار بودم تو این نوسازی همه چیز اونجوری بشه که باید باشه، مخصوصا تفکر آدمها. اینکه تو این حادثه خودم یا عزیزانم از بین بریم اهمیتی نداشت، به نظرم همه قربانی اصلاحاتی...
-
آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1395 00:24
شناخت من از فائزه حاشمی* خیلی ناچیزه، ضمن این که قضاوت در مورد نیات آدمها کار من نیست؛ ولی یه چیز برام مسلم شده، این که طرف خیلی جیگر داره. دل و جرأتشو تحسین میکنم. تو مملکتی که مراجع تقلیدش تخم ندارن نظر کارشناسیشونو اعلام کنن، این زن یه تنه رو حرف و عملش واستاده.
-
هویجوری
دوشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1395 23:58
عکس گلشیفته رو تو جشنواره کن دیدم، حاضر شده موهاشو صاف کنه. شاید بشه امیدوار بود در آینده ممه ش رو هم پروتز کنه : )))))
-
950225
شنبه 25 اردیبهشتماه سال 1395 22:30
چه جوریه که پولو هر چی بیشتر بشماری کمتر میشه ولی روز رو که میشماری هر بار بیشتر میشه؟
-
950224
جمعه 24 اردیبهشتماه سال 1395 07:36
فریاد که در رهگذرآدم خاکی بسی دانه فشاندند و بسی دام تنیدند ای کاش میشد واقعا فریاد کرد. درست وقتی که احساس آزادی و استغنا میکنی، میبینی که در دامی نو گرفتاری. فریاد! فریاد! فریاد بی صدای آپارتمانی....
-
لبخند بزنید لطفا
پنجشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1395 10:21
چرا عکسای قبل از هجده سال ما و همسن و سالهامون اینقدر غمگینه؟ عکس شناسنامه من یه جوریه که انگار میخواستم با مدرسه برم بازدید موزه شهدا، مامانم اجازه نداده. من هم قهرمو و کسی هم منتمو نمیکشه. عکس شناسنامه شوهرم یه جوریه که انگار باباش تو جیبش سیگار پیدا کرده اینم از ترس کمربند خوردن داره قسم میخوره بخدا مال من نیست....
-
950220
دوشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1395 15:57
تو چند ساعت گذشته طلایی ترین تعابیرو در مورد فرزاد حسنی خوندم. اگرچه کل ماجرای توهین و تحقیر ناراحت کننده است اما خوندن این تعابیر جداً دلمو خنک میکرد. از همون اول که رادیو جوان موجی از اجراهای تازه راه انداخت و این مرتیکه مزلّف عین کف روی موج بالا اومد، ازش بدم میومد. حتی برای یه لحظه نظرم در مورد مزخرف بودن اداها و...
-
اینقدر همه چیزو به خودت نگیر
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1395 03:55
دوست عزیز! آب مرده شورخونه رو گرم میکنن، ولی نه واسه خاطر مرده، بلکه واسه خاطر مرده شور.
-
950217
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1395 03:52
عمر گران مایه در این صرف شد تا چه کنم با یبوست مزمن!
-
950214
سهشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1395 12:25
خوب شد همایون شجریان "هوای گریه" رو خوند وگرنه تو ایام شهادت رادیو چی پخش میکرد؟!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1395 10:23
هنوزم عده قابل توجهی فکر میکنن اگه اجبار حجاب برداشته بشه فساد غیرقابل کنترل میشه و امنیت از این مقدار هم کمتر میشه. اینا احتمالا همونایی هستن که فکر میکردن اداره کلاس و مدرسه بدون کتک امکان پذیر نیست.
-
غرغرهای یک زن خانه دار
پنجشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1395 07:25
میدنی چیه؟ من صبور نیستم. من فقط ادای صبرو در میارم. دلم میخواست دیشب تا صبح شوهرم رو شماتت کنم. دلم میخواست بیشتر از هزاربار بهش بگم من میدونستم این جوری میشه! من بهت گفته بودم این جوری میشه! دلم میخواست بابت همه اشتباهاتش از اول آشناییمون تا امروز سرزنشش کنم. دلم میخواست به اون شخص احمق دیوث عوضی که موقع انجام همه...
-
950205
دوشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1395 01:48
زندگی -مخصوصا تو چند سال اخیر تونسته به من ثابت کنه برای کی.ر زدن به آدم، هیچ حدی قائل نیست. چهار سال پیش سربند یه سری ماجراهای ناخوشایند سیستم گوارشم ریخت بهم. به طبیب حاذقی که معرفی شده بود مراجعه کردم و نسخه ای گرفتم. دارو رو طبق دستور مصرف میکردم اما در کمال تعجب احوالاتم بدتر و بدتر میشد. با ترس از مسخره شدن، به...
-
950727
یکشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1395 16:05
یه سری آقایون هستن که شنیدن <شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست> پس خودشون رو در شب دامادی خیلی شاهزاده و خوش تیپ و خوش سیما تصور میکنن! خانمهای مهمون هم که لاجرم زنان حرامسرای ارث باباشونن که چشم چرونیشون مجازه. اما به هر حال انتظار میره سن و سالشونو فراموش نکنن.
-
950131
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1395 02:18
من میگم بیان خرید و فروش مهره مار و ناموس کفتارو رسمی کنن. فقط هر کس میره بخره شناسنامه ش رو هم ببره که تو صفحه مهرهاش یه مهر قرمز خالخالی زده بشه به معنی اینکه دیگه حق رای نداره; چون رای دادن واسه آدم مدرنیه که فکر میکنه سرنوشتش باید به دست خودش تعیین بشه، نه اونایی که توکلشون به آلت تناسلی جانوران وحشیه.
-
950130
دوشنبه 30 فروردینماه سال 1395 07:45
این اصطلاح "شکست عشقی" یعنی چی؟ عشق و عاشقی یه جور جنگه؟ مسابقه است؟ اولین بار چه کسی این اصطلاح رو استفاده کرده؟ شاید منظورش شکستن دل بوده که اونوقت یه کم ناقص منظورشو بیان کرده. شاید هم از اون اصطلاحات ترجمه ایه که تفکر دقیقی پشتش نیست. هر چی کی هست به نظر من باعث شده در خیلی از موارد، بعد از خارج شدن از...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1395 19:15
تظاهر به دوست داشتن هم شعور میخواد و هم مهارت اگه یکی این کارو خوب انجام داد، خدا رو شاکر باشید