-
950903
چهارشنبه 3 آذرماه سال 1395 23:00
یه سوال خوبی که از مهمونای خندوانه میشد این بود: وقتی حالت بده واسه خوب شدن حالت چیکار میکنی؟ باعث شد خیلی به این موضوع فکر کنم که چطور میشه حال بد رو به حال خوب بدل کرد. باور دارم هنر اینه که خودت از درون حال خودتو خوب کنی و منتظر نباشی یکی از بیرون واست کاری کنه. خوشبخت اونه که راهشو یاد گرفته. اما من وقتی حالم بده...
-
950829
شنبه 29 آبانماه سال 1395 08:15
اگه تربیت مادر و ترس از مادرشوهر یادت نداد، این فسقلی های نوپا بالاخره یادت میدن: هر چی رو از هرجا برداشتی، کارت تموم شد سریع ببر بذار سر جاش؛ حتی اگه نیم ساعت دیگه دوباره لازمش داری!!!
-
چقدر دیر فهمیدم
دوشنبه 17 آبانماه سال 1395 22:31
زن یه سوراخه که باید پرش کنی، یا با پول یا با دول این منطق مردای عقب افتاده است کم هم نیستن ماشالا! خیلی هم خوشتیپ و تحصیل کرده! خیلی هم زیباکلام! با همین منطق وقتی نمیذاری برات خرج کنه، بهش برمیخوره، کم کم سرد میشه، عشق و احترامش میشه سردی و تمسخر... و تو سالها طول میکشه تا بفهمی چی شد که اونجوری شد.
-
سیب طلایی
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1395 13:14
اغلب آدمها فکر میکنن خودشون با بقیه فرق دارن یا به عبارتی برتر از بقیه هستند. بخشی از این خود متفاوت پندارها میل دارن تفاتشونو به نمایش هم بذارن. اونایی که خیلی در این خصیصه افراطی هستن، بازار هدف استیو جابز بودن.
-
950809
یکشنبه 9 آبانماه سال 1395 22:17
دارم زیتونها را توی پیاله میکشم که از تلویزیون ترانه بی ربطی پخش میشود. باز هم به یادش میافتم. برای هزارمین بار به این فکر میکنم که گوشی را بردارم و شماره اش را بگیرم: نه سلام و نه علیک فقط یک خواهش اینقدر به من فکر نکن با این همه مشغله دیگر شانه ام تحمل سایه تو را ندارد زندگیت را بکن و بگذار زندگیم را بکنم بدی کردم...
-
950808
شنبه 8 آبانماه سال 1395 00:31
نوه عمو دراینستادرخواست دنبال کردن (فالو) داده. میپذیرم و دنبالش میکنم. عکسها را بالا و پایین میکنم. یکسال بعد از من دنیا آمده. چقدر پیر شده، موهای جلوی سرش ریخته و تنش پر از خالکوبیست. ولی چشمهاش هنوز همون شیطنت خردسالی را دارد، مثل آن شب که به دیدنش رفتیم چون تصادف کرده بود و من برای اولین بار ورم و کبودی واقعی چشم...
-
این برنامه شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد
جمعه 7 آبانماه سال 1395 23:23
شبکه. من. و. تو. با این هشدار قبل از برنامه هاش، خواهر بی مسئولیتی و مادر نسبی گرایی رو با یک کاندوم به فیض رسونده!
-
950805
چهارشنبه 5 آبانماه سال 1395 23:09
سخته واسه آموزش شیوه تربیت، لاشی ترین پسر فامیلو که میشناسی مثال بزنن و تو فقط لبخند بزنی و نگی که من عن بچه م رو هم نمیدم اون لجن بلیسه!
-
950801
شنبه 1 آبانماه سال 1395 03:18
اگه اینقدر که من بچه م رو دوست دارم، مادرم هم منو دوست داره.... وای.... وای.... وای.... خیلی وقته میخوام از عشق مادر و فرزندی بنویسم ولی وقتش نیست و اگرم وقت هست حسش نیست. ناگفته نمونه که منسجم کردن این همه افکار پریشون هم کار سختیه. تصمیم دارم همینجور بریده بریده فقط بنویسم. اعتراف میکنم قبل از بچه دار شدنم هرگز هرگز...
-
950713
سهشنبه 13 مهرماه سال 1395 00:46
متأسفانه تو فرهنگ و تربیت ما بیشتر از اونکه وجدان آدم تقویت بشه، ترس از رسوایی پررنگ میشه. اینه که وقتی پلمب بکارت برداشته میشه، انگار راه خیانت باز میشه!!!
-
950712
یکشنبه 11 مهرماه سال 1395 20:26
تا یه جایی، رویای آدمهایی رو میپرورونی که قراره وارد زندگیت بشن؛ از یه جایی به بعد رویات میشه برگشتن آدمهایی که از زندگیت رفته اند.
-
950704
یکشنبه 4 مهرماه سال 1395 14:50
شاید بهتر باشه زندگی آدم دوران طلایی نداشته باشه تا اینکه بعدش بیافتی تو یه دوران قهوه ای!
-
سه پلشک آید و زن زاید و مهمان عزیزی برسد
شنبه 27 شهریورماه سال 1395 11:53
اولین بار که جوجه ها رو واکسن زدن، دندونم عفونت کرده بود و از درد ناله میکردم الانم که اونا سرما خوردن، من هم سرما خوردم و نزدیک پریودمه فقط تیتر گویای حال منه
-
950622
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1395 05:25
زندگیم پرشده از کارهایی که اعتقادی بهش ندارم و باورهایی که بهش عمل نمیکنم همیشه همین طور بوده، شاید این روزا بیشتر علتشم اینه که هر چی میگذره باورام بیشتر و بیشتر از محیطم فاصله میگیره سعی میکنم زیاد روی این مسئله انرژی نذارم میخوام بذارم زندگی بگذره نمیخوام غمگین باشم شاید دور گردون روزی بر مراد ما گشت دیگه باورم شده...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1395 00:55
رابطه مثل رقص دو نفره زن و مرده، هر دو باید رقص بلد باشن و هر دو باید تن به موسیقی جاری لحظه ها بدن. اگه یکی اومد جلو اون یکی بره عقب و بر عکس. یه وقتایی هم باید از هم جدا بشن اما زیاد دور نمونن.
-
تپه ای تازه
پنجشنبه 11 شهریورماه سال 1395 09:08
ملت وبلاگهاشون رو ول کردن، میرن تو اینستاگرام عکس میذارن از خودشون و شونصد خط مطلب مینویسن. بیشتر اوقاتم مطلبشون به زور یه ربطی به عکس پیدا میکنه، مثلا تو عکس چنگال دستشه، تو متن یه یادی از چنگال عقاب شده!!! حالا این که خوبه، یارو عکس میذاره از خودش که خوابیده رو چمن و با خوشحالی چشماشو بسته، بعد از بی وفایی مردم...
-
950531
یکشنبه 31 مردادماه سال 1395 23:38
خسته ام؛ آنقدر خسته که به یاد نمی آورم آیا تا کنون بدین حد خسته بوده ام یا نه. سرنوشت، چون باران سیلاسای تابستانی بر من فرود آمده و من خیسِ خسته ی بهت زده، نه راه برگشت دارم و نه نای پیش رفتن.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 مردادماه سال 1395 00:57
ـنگاه کن بچه داره با چراغای خیابون حرف میزنه ـاین چی میزنه این جوری فاز میگیره؟! ـممه! ـخو حق داره والا
-
زنهای دور و برم
شنبه 16 مردادماه سال 1395 09:42
میگه من همیشه یبوست دارم، فقط به این امید به شوهرم میدم که به روده ام یه فشاری بیاد به کار بیافته. شوهرش دوستش نداره، دو بار مجبورش کرده بچه اش رو سقط کنه، حتی بهش تهمت زده که بچه مال من نیست. مرده میگه بیا خونه رو جای مهریه بگیر و برو، اما زنه وایساده. نمیفهمم چرا یه زن تحصیل کرده با یه شغل خوب که امکان استقلال داره،...
-
950516
شنبه 16 مردادماه سال 1395 09:25
در اثبات عبس بودن زندگی همین بس که قبل اومدن مهمون جارو میزنی، بعد رفتنشم باید بزنی. به نظرم عشق در صکص همونقدر مهمه که در آشپزی؛ شما هر چقدرم که از آشپز بدت بیاد، غذای خوشمزه خوشمزه است و بر عکس هر چقدرم عاشق آشپز باشی غذای بدمزه بدمزه است. مسخره اونجاست که غذای بد رو به خاطر گل روی آشپز فرو میدن و دم نمیزنن! احتمالا...
-
آره جونم
جمعه 1 مردادماه سال 1395 17:34
هی واسه نشون دادن عمق فاجعه نگید "به گا رفتم" چون بدتر از به گا رفتن هم هست، " حامله شدن"!
-
950331
دوشنبه 31 خردادماه سال 1395 02:44
اصلا انصاف نیست که تو نه ماه بارداری به آدم دستور استراحت بدن، بعد یهو یه عمل دردناک داشته باشی و بعد از فاز "کار کم و خواب زیاد" پرت بشی به فاز "خواب کم و کار زیاد" یه بخش خیلی خیلی سخت بچه داری، شنیدن نظرات کارشناسی عَره، عوره، مویز و غوره میباشد.
-
950329
شنبه 29 خردادماه سال 1395 02:51
بهار: آجی بیدار شو نگار: چیه؟ چی شده؟ ـ بابا و مامان رفتن بخوابن ـ خب ـ خب؟ قرارمون یادت رفته؟ ـ کدوم قرار؟ خوابم میاد... ـ اه! قرار شد نه بذاریم بخوابن نه بخوابیم... ـ اهان.... خب تو شروع کن من پشتتم ـ [جیغ بنفش] ـ [فریاد ارغوانی]
-
خلاصه ی حال این روزای من
سهشنبه 25 خردادماه سال 1395 23:13
منی که نقش شراب از کتاب میشستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 خردادماه سال 1395 18:53
من اگه اسمم "خدیجه دده بالا" بود، اعتماد به نفس نداشتم برم بالای سکوی مدرسه جایزه شاگرد اول شدنمو بگیرم.
-
ما بیشعور، شما تتلیتی
پنجشنبه 13 خردادماه سال 1395 08:41
هفته آخر بارداری رفتم آرایشگاه که یه تغییر دکوراسیونی بدم.؛طبیعتاً با اون شکم قلقلی شدم سوژه بحثهای آرایشگاه زنونه ای. خانومی که داشت موهامو از کلاه مش درمیاورد و همزمان در تلگرامش چت میکرد، تاکید داشت خیلی با شعوره که بعد هشت سال ازدواج هنوز قصد بچه دار شدن نداره. چند دقیقه بعد از گوشیش یه آهنگ از تتلو -یا یکی شبیه...
-
950231
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1395 07:25
تا قبل از بارداریم معتقد بودم تنها راه نجات این سرزمین یه زلزله عظیمه، یه حادثه طبیعی ویرانگر که همه چیز این مملکت رو نابود کنه تا از اول ساخته بشه. امیدوار بودم تو این نوسازی همه چیز اونجوری بشه که باید باشه، مخصوصا تفکر آدمها. اینکه تو این حادثه خودم یا عزیزانم از بین بریم اهمیتی نداشت، به نظرم همه قربانی اصلاحاتی...
-
آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1395 00:24
شناخت من از فائزه حاشمی* خیلی ناچیزه، ضمن این که قضاوت در مورد نیات آدمها کار من نیست؛ ولی یه چیز برام مسلم شده، این که طرف خیلی جیگر داره. دل و جرأتشو تحسین میکنم. تو مملکتی که مراجع تقلیدش تخم ندارن نظر کارشناسیشونو اعلام کنن، این زن یه تنه رو حرف و عملش واستاده.
-
هویجوری
دوشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1395 23:58
عکس گلشیفته رو تو جشنواره کن دیدم، حاضر شده موهاشو صاف کنه. شاید بشه امیدوار بود در آینده ممه ش رو هم پروتز کنه : )))))
-
950225
شنبه 25 اردیبهشتماه سال 1395 22:30
چه جوریه که پولو هر چی بیشتر بشماری کمتر میشه ولی روز رو که میشماری هر بار بیشتر میشه؟