-
امیدم را مگیر از من خدایا
جمعه 27 فروردینماه سال 1395 13:00
از ته قلبم واسه اطرافیانم آرزوی خوشبختی میکنم به "امید" اینکه چشم دیدن خوشی ما رو داشته باشن.
-
بازماندگان هم از شرم اووردوز میکنن
جمعه 27 فروردینماه سال 1395 04:55
یه جوری شده، دیگه نمیشه پرسید فلانی چه جوری فوت کرد؟
-
اول آشناییمون، یادم میاد... یادم میاد....
جمعه 27 فروردینماه سال 1395 03:36
یک ماه (چند روز کمتر یا بیشتر) از عقدمون گذشته بود. بلیط مجانی. فیلم "چ" رو داشتیم و ایام تعطیل نوروز رو باید میگذروندیم. توی همون سکانسهای اول فیلم، چمران و همراهانش تو کوچه باغهای ولایت بحران زده، با الاغی در حال جون کندن مواجه میشن. یکی از همراهان میایسته تا با یه تیر زبون بسته رو خلاص کنه. چمران جلوشو...
-
زود انزال نباشیم
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1395 22:57
آب آلبالو رو نباس تو قوطی مقوایی سر کشید، باس ریخت تو لیوان، با رنگ و روش عشق بازی کرد، نم نم و با حوصله رفت بالا.
-
950124
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1395 10:26
هوا اونقدر خوبه که دلم میخواد مثل پیرمردا یه چهارپایه بذارم دم در و بشینم تو کوچه، چون فعلا قدم زدن و گردش از توانم خارجه. دارم سعی میکنم از موقعیت فعلیم لذت ببرم. از قبل از عید چون این دو تا جوجه خیلی بزرگ شدن، بدنم دیگه ظرفیت نگهداریش پایین اومده و میخواد بفرستتشون بیرون، واسه همین دردهای زایمانم خیلی زودتر از موعد...
-
950103
سهشنبه 3 فروردینماه سال 1395 06:17
خانمهای عزیز! اگه مرد شما رمانتیک نیست، به نظرم بهتره دست از نق زدن و تلاش برای تغییرش بردارید و سطح توقعتون رو بیارید پایین، وگرنه با اون مگسی که برای رد شدن از شیشه هزاران بار سرشو میکوبه اون، فرقی ندارید. از طرفی مشاهدات و تجربیات من وجود رابطه معنی داری رو بین فاکتور "رمانتیسم مردانه" و فاکتورهای...
-
یا شایدم چه اسراریه؟
شنبه 29 اسفندماه سال 1394 10:41
تا جایی که میشناسم، سوپرانوترین صدا بین خواننده های ایرانی متعلق است به خانم حمیرا اونوقت نمیدونم چه اصراریه که مردای ایرانی اداشو دربیارن؟!
-
چیکار کنیم با اون همه خاطره که توش قایم کردیم؟
پنجشنبه 27 اسفندماه سال 1394 13:01
هیچکی به ما وفادار نموند، حتی اونی که میگفت: It's free and always will be
-
941220
پنجشنبه 20 اسفندماه سال 1394 16:09
سوال: چرا باید مادرشوهر من بی هوا خودشو شام دعوت کنه خونه ما؟ جواب: چون نمیفهمه من تو ماه هفتم بارداری با هشتاد و دو کیلو وزن و قلبی که بیش از 100 بار در دقیقه میزنه تا خون کمی رو که دارم به خودم و دو تا جنینم برسونه، دیگه نمیتونم بلند شم و بشینم و از ایشون و دختراشون پذیرایی کنم. چون نمیفهمه وقتی به یه زن باردار میگن...
-
پیچیدگی مسخره مردها
سهشنبه 27 بهمنماه سال 1394 08:14
از همان اوایل ازدواج متوجه شده بودم که همسرم حساسیت خاصی روی رفتار مردهایی که با من در تماس هستند دارد. این حساسیت رامیگذاشتم به پای غیرت و تعصبی که مرد ایرانی به آن افتخار میکند، حتی در اوج ترقی و تمدن. اما دیروز متوجه نکته عجیبی شدم. همسرم کم و بیش حق دارد حساس شود چون رفتار مردها با من در حضور همسرم معمولی نیست. من...
-
941117
شنبه 17 بهمنماه سال 1394 11:44
سعی کردم این مطلب رو کپی کنم اما نمیدونم بلاگ اسکای چه مرگشه که نشد برای مخاطب ارزش دانلود کردن نداره، خیلی شخصیه
-
941115
پنجشنبه 15 بهمنماه سال 1394 12:19
یکی از اون چیزهایی که بعد این همه سال برام عادی نشده، حل شدن نشاسته تو آب سرده. یه زمانی تصور من این بود که بالا بردن دما به حل شدن هر چیزی کمک میکنه که نشاسته به تنهایی گل زد به تصوراتم!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 بهمنماه سال 1394 15:32
یه کوله پشتی دارم که خیلی جاها با من بوده، امیدوارم به حق پنج تن لال محشور بشه!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 دیماه سال 1394 11:04
خطر بی ادبی در ادامه مطلب ما هم یه روزی سجده میکردیم، اینجوری نبود که فقط تو سجده بکنندمون.
-
941013
یکشنبه 13 دیماه سال 1394 16:58
در روابط انسانی یه سری قانون کشف کرده ام که خودم بهشون میگم قانون تخمی، چون به نظرم این بهترین توصیف برای اونهاست. یکی از این قانونها اینه که اگه شما میخواید توجه کسی رو جلب کنید و موفق نمیشید، کافیه توجه یکی دیگه رو جلب کنید. اونوقت میبینید که نفر اول به سرعت تغییر رویه میده تا جایی که دو نفر واسه توجه کردن به شما...
-
من و حواسم
چهارشنبه 2 دیماه سال 1394 09:35
چقدر با عکس ارتباط برقرار نمیکنم. درک نمیکنم این آدمهایی که از اینترنت عکسهای طبیعت، بچه های زیبا یا حتی پو.ر.ن دانلود میکنند. کلا با چشمهایم کار حسی زیادی انجام نمیدم به جز همین که موانع را میبینم و خطوط را میخوانم. عوضش تا دلت بخواهد با گوشهایم میبینم و خیال میبافم. حتی حس لامسه ام، جنس هر چیز را تحلیل میکند و در...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1394 11:01
الان دانش سیاسی-تاریخی من به اینجا رسیده که میدونم هر اتفاقی تو دنیا بیافته یا به ضرر ماست یا در آینده به ضرر ما تمام میشود. ما یعنی ساکنان داخل مرز مریض ایران!
-
94094
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1394 10:56
گاهی فکر میکنم برای برآورده شدن بعضی آرزوها فقط باید چراغ جادو داشت. مثلا من آرزو دارم یک روز بیاد که مردم علاقه شون رو به سریالهای جفنگ ترکیه ای از دست بدن. قبلا که دورادور آشنا با مضامین این سریالها و شاهد وابستگی جماعت ایرانی -خاصه خانمها به این سریالها بودم، اینقدر زج نمیکشیدم اما الان که از نزدیک میبینم که چه...
-
-
چهارشنبه 18 آذرماه سال 1394 14:32
هر چی فکر میکنم یادم نمیاد پارسال یلدا کجا بودم و چیکار میکردم. اما دونه دونه یلداهای قبل از ازدواجم یادمه، با جزئیات کامل؛ خصوصاً آخرین یلدا قبل از آشنا شدن با همسرم. یه کت زمستونی سفید پوشیده بودم با یه شال بافت سفید، و رنگ رژی که خیلی بهم میاد. فروشنده های لوازم آرایش بهش میگن گوشتی ولی قدیما میگفتن جیگری. رنگ...
-
یافته های نایاب من
سهشنبه 17 آذرماه سال 1394 14:05
گاهی مجبور میشی انتخاب کنی، بعد از اونش دیگه فرقی نمیکنه یه زمانی فکر میکردم یه روز خوب روزیه که بفهمم چمه، حالا فقط میخوام بدونم روز اولی که یه چیزیم بود و نمیدونستم چمه، چه روزی بود؟ از کسی که با بدبخت کردن خودش، تو رو هم بدبخت میکنه نمیشه انتقام گرفت. واسه دونستن قدر داشته هات، لازم نیست از دستشون بدی، فقط یه نگاهی...
-
خرده مکالمات زن و شوهری- شوهر نگو، کوه نمک!
پنجشنبه 12 آذرماه سال 1394 13:26
ز: از صبح همین جور الکی اشک تو چشمم جمع میشه، گریه م میگیره ش: الکی که نیست، بگو چی شده ز: نه بابا، واقعنی الکیه ش: کسخلی ز: چی گفتی؟! ش: میگم از هورموناته ز: گفتی کسخلی! ش: ز:خوابیدی؟ ش: نوچ ز: چرا نخوابیدی؟ ش: خوابم نمیبره ز: از بس خوابیدی! ز: دلم گرفته ش: بیا سر پا بشاشیم... ا ونقدر کیف میده! ز: نمیدونم این...
-
940806
جمعه 6 آذرماه سال 1394 07:07
1. هر چه بیشتر میگذرد بیشتر بر این نظر مصمم میشوم که ملت ایران یک مشت مادر به خطای نافهمند که کمر به دق دادن انسانهایی بسته اند که میفهمند! 2. وقتی اخبار ملاقات شخص اول! مملکت با پوتین را میشنوم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد بلاهتهای شاهان قاجار و دست دوستیهاییست که در آن دوران هم فشرده میشد. آزاردهنده تر اینکه هم...
-
940830
شنبه 30 آبانماه سال 1394 08:49
1. شاید یک روز فرزندم از من بپرسد که چرا با کسی ازدواج کردم که عاشقش نبودم. شاید هیچ وقت فرصت نکنم برایش توضیح بدهم که عشق برای من، گل خودروئی بود که در عین داشتن هزار خاصیت، فصلش که تمام شد خشکید و تنهایم گذاشت. اما ازدواج نهال کم جانی بود که با تدبیر کاشتمش، با صبر نگه داشتمش، به امید اینکه یه روزی ثمره اش را...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 آبانماه سال 1394 20:42
بی شک، بزرگترین تخریبگر من در زندگی مادرم بوده است، همانکه وجود من در وجود او شکل گرفت. در این لحظه آرزو میکنم ای کاش احساسم به او بر میگشت به دو سالگی، آن زمان که از قهر او به دامن خودش پناه میبردم.
-
940813
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1394 11:13
زنهایی که طلاق گرفته اند احتمالاً این جمله بی معنی اساساً غلط رو بلد نبودن تا خودشون رو تسکین بدن: همه مردا همینطورین! گول صحنه سازی ها رو نخورید، حاملگی یه زن خندون که دست روی شکم برآمده اش گذاشته نیست. حاملگی یه زن پریشونه که هفته قبل از پریودش چندین ماه طول کشیده!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 09:05
دشمن ِکسخل به از دیوث ِدوست
-
ده پاره دیوانگی
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 08:28
میخوام یه بهانه پیدا کنم تا در اقدامی نمادین با مربای آلبالو ازدواج کنم؛ مثلا پیروزی فاشیستها در اوکراین! دقت کردین آهنگای علیرضا قربانی از رادیو و تلویزیون که پخش میشه، جذابتره انگار. چرا؟ چش مردم سگ داره، چش ما توله سسسگ داره داشتن بهترین شوهر دنیا هم نمیتونه پریود رو دلپذیر کنه. تنکس گاد یو آر ئه من. اگه توی حموم...
-
عضو شریف سخنگو!
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 07:59
هر وقت میگن تو قیامت اعضای بدن آدم به حرف میان و شهادت میدن، دست و پا و چشم و زبان رو مثال میزنن، اما منطقاً این قاعده کلی باید شامل حال آلات تناسلی هم بشه دیگه؟ فکرشو کن فیلان آقای بهمان به زبون بیاد، وسط صحرای محشر همه گوش تیز میکنن ببین کجاها رفته، چی کارا کرده و الخ... از صدتا پورن استوری هم باحالتره. بقیه اعضای...
-
ترک کردن عادت خوابیدن به شکم (دَمَر خوابیدن)
سهشنبه 12 آبانماه سال 1394 07:48
اغلب خانواده ها بچه ها رو از دمر خوابیدن منع میکنند، شاید به دلیل توصیه های مذهبی. از نظر پزشکی هم دمر خوابیدن غلطه چون ماهیچه ها رو درگیر میکنه و البته ستون فقرات رو از حالت اصولیش خارج میکنه و در دراز مدت ایجاد گودی کمر و کمردرد میکنه. در مورد خانمهای باردار که موضوع خیلی جدی تر میشه چون خوابیدن روی شکم برای جنینشون...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 4 آبانماه سال 1394 21:40
یکی از فانتزیام اینه که بچه هام عکسای عروسیمو ببین بگن مامان اینجا چقدر تپل بودی! یعنی میخوام تو چهل سالگی باربی باشم :))