-
همه؟
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:27
جامعه آدمهای دور و بر شما نیست، بخشی از جامعه دور از دید شماست، پس در تعمیم دریافتها و تجربیاتتون محتاط تر باشید
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:25
ما نفهمیدیم این نامبرده کیه که هیچ وقتم نامش برده نشد. اسمایلی آقای کال آبادی
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:24
ماه رمضونم ماه رمضونای قدیم، نه اینکه ما داداش داشتیم، زرت و زرت از اقصی نقاط شهر آش نذری میومد در خونمون!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 شهریورماه سال 1391 19:24
اونقدر خوشم میاد این خواهرها و خواهرزاه هام میشنن کنار هم راجع به مسائل همه نظر میدن. همچین هم خودشون رو جدی میگیرن انگار سران 5+1 هستن:))
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:11
یه لباس واسه فردا خریدم، هیچی نداره به خدا، ساده ساده است، فقط اینجاهاش یه کم نوار دوزی شده. 550 تومن! خانم مداح، عصر چهارشنبه، خطاب به دوستش خدا بده برکت! خدا قبول کنه از همه....:(
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:10
من ادبیات مجازیم ادبیات واقعیمه، ولی ادبیات واقعیم مجازیه.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:10
حاضرجوابی حاصل قدرت تحلیل بالاست، بچه های حاضرجواب رو درک کنید، دست خودشون نیست! نزنید تو پوزشون!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:09
اونجایی که خانمشون هایده میگه: من عاشق عاشق شدنم... یعنی گور بابای همه مردا... من دیگه قید وفاداری و کنار یه مرد موندن رو زدم! دم رو عشقه! بعله!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:09
همکارجان: از اینجا رفتی باز هم واسمون ایمیل بفرست، من هم واست میفرستم.... من ایمیل بی تربیتی هام رو فقط واسه تو میفرستم... من: یعنی مخاطب بی تربیت تر از من نداری؟
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:08
آقای یارو! دلخوش اتوبوس نشینهای بی قرار نباش، کاسه صبر ملت را که لبریز کنی، جلوی هر ماشین جنگی که لازم باشد، میپرند
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:07
من هیچیم به هیچی جودی آبوت نمیاد، ولی خیلی خیلی خیلی باهاش همزاد پنداری دارم... خواستم در جریان باشی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 تیرماه سال 1391 08:07
چه توقعی میشه داشت از دختری که اولین قرار عاشقانه ش تو طباخی به صرف کله پاچه بوده؟
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:50
شنیدین میگن عصر حجر، عصر آهن، عصر یخبندان؟ با این حساب اگر گفتین به عصر ما چی باید بگن؟ عصر عن بندان
-
کجا بیاد؟
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:49
خو هی دادار و دودور جمله منتظر مصلح، خود باید صالح باشد رو تکرار میکنید! 1. آدم صالح، اگر نذری بده، شعورشو داره که ظرف آشغال رو بذاره نزدیک ایستگاه صلواتیش که مردم در به در دنبالش نگردن. 2. آدم صالح، وقتی نذری میخوره، شعور استفاده از ظرف آشغال و پرت نکردن آشغال توی جوب رو داره. 3. آدم صالح میدونه اعصاب و زمان مردم،...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:48
حکایت ضرغام تی وی و ملت ایران، حکایت اونیه که پاشو با پوتین فشار میده رو شیکم طرف، میگه ببین چه خوب ماساژت میدم!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:47
پول بستنی را روی پیشخوان مغازه گذاشت. نگاهش افتاد به قفسه سیگارهایی که پشت بقال بود، بهمن، زست، وینستون... دیدن تصویر ریه های متلاشی برایش عادی بود؛ مطمئناً از آن زن و مرد نشئه ای که هم الان از جلوشان رد شده بود، مشمئزکننده تر نبودند. خیره به سیگارها دستش را روی بستنی اش گذاشت. بقال دو مشتری دیگرش را راه انداخت و...
-
پاپیون
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:45
-
در کلبه ما رونق اگر نیست که نیست، همینی که هست!
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:44
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:43
عن ترین مدیرا اونایی هستن که یا کارمند دون پایه نبوده اند، یا یادشون رفته که بوده اند.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:43
پریروز تو خیابون میرداماد بودم. یه پسره دست یه دختر چادری رو گرفته بود، در حال حرف و خنده بهم نزدیک میشدن. درست لحظه ای که به هم رسیدیم پسره زد زیر آواز: واویلا لیلی، دوست دارم خیلی.... آقا من هم که بی جنبه، جلوی روی خودشون پقی زدم زیر خنده! خواستم اینجا ازشون بابت رفتار بی پروام عذرخواهی کنم، و به پسره بگم: خیلی با...
-
اصولا این منی که میبینید، منی بابام بوده!
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:42
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 12:42
امروزم یکی تو پلاس یه نوت زده بود، اولش نوشته بود من دودولم ... آقا ما چهار شاخ مونده بودیم که این ملت بی ادبی رو به کجا رسونده اند آخه؟؟؟؟(اسمایلی ملا احمد نراقی) بعد بیشتر که دقت کردیم دیدیم بنده خدا نوشته من دو دلم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:40
من همون بره شازده کوچولوام توی جعبه. وجود دارم ولی نه کسی منو میبینه، نه من کسی رو میبینم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:38
حالت از خودم بهم بخوره بهتره، تا از منی که یکی دیگه است خوشت بیاد.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:36
یارو میپرسه: کی گفته فیلان چیز، اینجوریه؟ بهش میگی: تو قرآن اومده، فلان آیه از فلان سوره بعد میگه: اصلا این کی گفته هر چی تو قرآنه درسته؟ بعد تو اینجوری میشی: :| خو از اول بگو مسلمون هستی یا نه؟ اگه هستی، چرا تو اصول تشکیک میکنی؟ اگه نیستی، به تو چه که فلان موضوع چرا این جوریه؟
-
تقدیس رنج، تسکین آدمهای رنجدیده است
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:35
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:34
انتخاب من بین خوشبختی و بدبختی نیست، انتخاب من بین چطور بدبخت شدنه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:32
دیروز برای اولین بار یه گربه رو لمس کردم! پشت گردن و زیر چونه ش رو نوازش کردم. عن همچین چشاشو میبست ناز میومد انگار پرنسس دایاناست!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:31
اگر من در زمان اعلیحضرت به دنیا اومده بودم، میرفتم رقاص کاباره میشدم، بعدش همین جوری پیشرفت میکردم تا بالاخره بشم رقاص همراه عباس قادری، بعدش که بهار دسته جمعی با دوستاش میرفت زیارت و برگشتنی عاشخ میشد و میرسید به اونجایی که میگه: راز دلم رو گفتم، اینو جواب شنفتم، بلندگوشو بگیره جلوی من که باعشوه بگم: تو زائری پسر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 08:28
آقای دکتر روانشناس در برنامه تلویزیونی توصیه میکند: برای عوض کردن اخلاق همسرتان تلاش نکنید، اگر قراره همسرتون رو به آدم دیگه ای تبدیل کنید، از اول با همون آدم دیگه ازدواج کنید. آخه دکتر جون! دانشمند! اگر هرکس از اول اونی که میخواست گیرش میومد، مریض نبود که با همسر فعلیش ازدواج کنه. مجبور بودن، میفهمی؟!