-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 22:36
روزها چقدر شبیه همند، همه آخر پاییزها، همه جوجه های شاهنامه، همه وعده های فراموش شده سر خرمن....
-
سختی فهم ساده ترین ها
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 22:34
نه برای ابر نه برای باد و نه طوفان و زلزله و آتش فشان لطافت یک شکوفه اهمیتی ندارد.
-
از کاربردهای جدید وبلاگ: نامه رسانی
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 21:30
پیمان! اسمس میزنم جواب نمیدی....!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 آبانماه سال 1391 07:47
ببار ای بارون ببار... بر دلم گریه کن، خون ببار.... دلم خیلی تنگه.نباید باشه ولی هست. خیلی دلتنگم.... خیلی... یکی بیاد منو بغل کنه...
-
شاکیم از دلم
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 00:27
دلم گرفته از یادآوری پارسال این موقع.میدونی، بعضی بازی ها خوب نیست، عین آتیش بازیه، خودت شروعش میکنی، خودت هم آخرش به گه خوردن میافتی. بعد یه وقتایی (فور اگزمپل رایت ناو) دلم میخواد همه آدما دلشون واسه من بسوزه. میخواستیم اسم پسرمون رو بذاریم رضا . گفتم رضا رو قبل از یه سالگیش باید بیاریم مشهد، تو ببرش تو قسمت مردونه...
-
ببخشید، حکیم اینجا دهن پاره بود.
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 00:14
ای دوست بیا شریک غم باش مرا کاهو نشوی اگر، کلم باش مرا کیفم زده شد به دست یک دزد کثیف بی پول شدم، خان کرم باش مرا یکی را گفتند BRT بی دزد به چه ماند؟ گفت کس نگو مومن! دزد دله ای که سگ تو قبر پدرش فقرش چو یکی تیر شد و ما سپرش از قوت اقتصاد شد ک..یرم راست کردم به ک...ون محمود و هفت جد خرش
-
ای شعرای عزیز
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 00:11
استفاده از تجربیات دیگران خوب است، اما توجه داشته باشید که امروزه با مقدار کافی TNT میشود اورست را از جا کند، چه برسد به بیستون.
-
هیچکس نمیفهمد، من مریضم!
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 00:09
سالهاست سرطان حوصله دارم درد بی درمانی که تنها نشانه اش بی حوصلگی است
-
شکست نه،پلاسیدگی عشقی
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 00:08
گل گفت: تو باید شازده کوچولو باشی، اینجا هم اخترکته.... درسته؟ مخاطب با لبخند گفت: من گیاهشناسم، اینجا هم آزمایشگاهمه!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:52
اون کنه هم که می چسبید به مورچه سیاه گی بود.... واسه همین مورچه هی از دستش در میرفت.
-
سطح انحراف فکری رو داشته باش!
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:52
من این فیتیش درست نمیدونم چیه، ولی فکر کنم مورچه خوار هم نمیخواسته مورچه رو بخوره، میخواسته بیاندازش رو یه جاهاییش راه بره...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:51
هادی و هدی رو بگو.... نکنه اونا هم خواهر و برادر نبودن...! هعی وای من!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:50
نکنه استنلی هم اون راکونشو میکرد... رامکال زبون بسته...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:49
راستشو به من بگید. اون پیرمرده که همراه سندباد سفر میکرد، کاظم قاقی بود؟؟؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:49
راستشو به من بگید. اون پیرمرده که همراه سندباد سفر میکرد، کاظم قاقی بود؟؟؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:48
با این اوضاع و حقایقی که در مورد کارتونهای کودکی کشف کردم به نتیجه جالبی رسیدم. فکر کنم پلنگ صورتی هم شومبول داشته ولی واسه ما سانسورش میکردن!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:48
گند شیلا (مرغ مینای سندباد) هم درومد. شاهدختی بوده که طلسم شده و احتمالا با سندباد هم دیریم دارامی داشته.... کثافتای عن! خو چرا صدای شیلا رو صدای یه پسر احمق گذاشته بودن؟؟؟؟؟؟ چرا ما اسکولا از خودمون نمیپرسیدیم این صدا چه ربطی به اون اسم داره؟؟؟
-
هر کی به من بگه عقده ای، خره!
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:46
یه بارم یکی از همدانشگاهیام که ادبیات نیمه حضوری میخوند و گویا انگیزه اول و آخرش یافتن شوهر بود چون بعد ازدواج دیگه نیومد دانشگاه به من گفت تو سردی. چون من مثل اون و خیلی های دیگه، عوض چشم دووندن بین پسرها و کاموا ول کردن، سرم به کار خودم بود... از همینجا بهش میگم عن! من خیلی هم هاتم! تا اون چشای آب مروارید گرفته ات...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:39
اوشین که جنده بوده عموی سوباسو هم که دوس پسر ننه ش بوده دوقلوهای افسانه ای که اصلندش خواهر برادر نبودن چوبین هم که ننه نیمه عریونش رو پیدا کرده و به ما نشون ندادن یه دفعه بگید حاج زنبور عسل هم بچه نامشروع همون مگس کوره تو نیک و نیکو بوده... بگید دیگه، شما که ریدید به همه بچگی ما!!
-
با تچکر از زحمات دو ماهه آقای دکتر
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:33
یعنی کور دست بکشه روی روکش دندون من، میفهمه که بلنده! ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:27
دیشب خواب میدیدم با خواهرزاده م رفتیم بادمجون و گوجه بخریم، بعد همه ش گندیده بود!!! یعنی تو خواب هم کوزتم!! خاک بر سرم!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 22:27
ده دوازده تا (شایدم بیشتر) کتاب درسی و غیردرسی رو زدم زیر بغلم رفتم انقلاب. با کلی چک و چونه همه ش رو 7500 تومن فروختم. دو تا کتابی هم که میخواستم دست دوم پیدا کردم روی هم 25000 تومن (که قیمت نسبتا خوبیه) بیعانه دادم که برام بیاردش. خوشحال و خندان به خانه باز میگشتم که سارق ناجوانمرد کیف پولم را ربود!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:30
لبخند باید دلخند باشه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:29
واسه من نوجوونی یعنی آهنگای داریوش... یعنی بخونی یاور همیشه مومن ، ولی بدونی که یاوری در کار نیست، خاصه از نوع مومنش.... نوجوونی یعنی چشمت به چهار تا پسر سر کوچه بیافته و راه رفتن عادیت یادت بره نوجوونی یعنی کفش کالجی با شلوار گشاد مدرسه، با کیف توی دست و چادری که باد میخوره، شبیه مریم افشار تو سریال درپناه تو بشی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:28
میدونی یعنی چی وقتی میشنوی و میخونی این عبارت رو: نهاد ورشکسته خانواده یعنی مرگ همه رویاها و باورهات....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:28
میدونی یعنی چی وقتی میشنوی و میخونی این عبارت رو: نهاد ورشکسته خانواده یعنی مرگ همه رویاها و باورهات....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:27
قبرستون دوس دارم، آدما هستن ولی بی آزار
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:26
حاصل عمرم دو سخن بیش نیست...... خواستن و نتوانستن
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:26
دون ژوآن همان پتیاره ای است که شومبول دارد.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 08:25
پژو 206 واسه دهه شصتی ها، حکم پیکان جوانان رو داره واسه دهه چهلی ها