-
971116
سهشنبه 16 بهمنماه سال 1397 23:19
ما بازی دوست داریم، بازی من که اصلا با تو کاری ندارم، دارم زندگیمو میکنم؛ بازی منظور خاصی نداشتم.... ببخشید اشتباه گرفتم..... ببخشید به جا نمیارم..... با من بودین؟ نه خیر کلی گفتم.... بازی من هوایی میزنم تو بپر با مخ بخور بهش! ما بازی دوست داریم. بازی باعث میشه فکر کنیم جوونیم، زورمون به دنیا میرسه.
-
خسته ام از ذکر "تو خوبی"
سهشنبه 16 بهمنماه سال 1397 12:18
دلم هم صحبت موافق میخواد اون بگه من تایید کنم من بگم اون تایید کنه از رنگ های دیوار و قشنگی فصلها و ساده بودن کفشها خیلی ساده
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 بهمنماه سال 1397 00:11
بچه های زباله گردو که میبینم غم دلمو میگیره یه بچه هست که بارها دیده مش. حداکثر ده ساله به نظر میرسه که خوب شاید بیشتر باشه چون این زبون بسته ها اغلب سوءتغذیه هم دارند و رشدشون عقب میافته. مشخصه اش اینه که از بس خم شده تو آشغاله ستون فقراتش کاملا گرد شده، وقتی خم میشه فقراتش دقیقا به شکل U میشه. اون U منم که دارم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 بهمنماه سال 1397 23:51
دوستی مجازی مطلبی نوشته بود در مورد فانتزیهای بچه داری اش و دوستان کامنت گذار در مورد عن بازی بچه ها داد سخن جر داده بودند!!! من دو نکته بگویم در این راستا اولا شما یک سگ یا گربه هم نگه دارید، همه اش فانتزی نیست. سگ را باید روزی یک بار برای گردش و اجابت مزاج بیرون ببری، واکسن و غذا و فلان و فلان میخواهد... پس من متاهل...
-
971117
دوشنبه 15 بهمنماه سال 1397 23:31
دیشب خواب میدیدم یه پسربچه نوپا دارم یه پیرمرد مهربون سیاه پوست بود که میخواستم بچه م رو بهش بسپارم و برم خرید کنم. پیرمرده کلاه ملوانی داشت و بالای یک فانوس دریایی بود. بچه رو بردم پیشش. داشتم از پله ها پایین میومدم که با خودم فکر کردم نکنه کودک آزار باشه. برگشتم بالا دیدم بچه م رو لخت کرده و داره با شلنگ آب بچه من و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 بهمنماه سال 1397 23:27
کاش وقتی دل میکنیم راستکی دل کنده باشیم نه اینکه فقط فکر کرده باشیم که دل کنده ایم و کاش او هم دل بکند و جوری رفتار کند که انگار هیچ وقت ما را ندیده، هیچ وقت دل ما را نبرده، هیچ وقت دل خودش نلرزیده
-
خلاء
دوشنبه 15 بهمنماه سال 1397 15:08
دلم تحسین میخواد دلم یه آدمی میخواد که تحسینم کنه آدمی که خوبی هام رو ببینه آدمی که شرمم رو از بدیهام ببینه آدمی که در من چیزی غیر اون چه که همه میبینند، ببینه.
-
من-هما سعادت
یکشنبه 14 بهمنماه سال 1397 07:22
-
971112
جمعه 12 بهمنماه سال 1397 07:37
خانه قبلی کوچک بود، ولی خوش نقشه؛ در محله ای که تا دو سال قبل از ساخت آپارتمان توی زمینهایش گوسفند میچراندند. لخت تحویلش گرفتیم. از جای مهتابی های رو دیوار بگیر تا کابینتهای آشپزخانه و پکیج و رادیاتور و آن جاکفشی مخفی توی دیوار و همه و همه طراحی خودم بود. مبل و بقیه وسایلم را اختصاصاً برای آن خانه خریده بودم، پرده ها...
-
خرده مکالمات زن و شوهری ـ فاکینگ نسل سپوخته
سهشنبه 2 بهمنماه سال 1397 05:15
زن: ولی خداییش اینجا که ابی میگه دیگه از مرگ نمیترسم، بعدش باید بگه عاشق شهادتم من. نه؟ شوهر: جون به جونت کنن بچه انقلابی!
-
اشاره به نکته ای کُلُفت
جمعه 28 دیماه سال 1397 22:13
هیچ وقت یه زن تپل موفرفری رو مسخره نکنید؛ شاید شما به تخمش هم نباشید.
-
چطور میتونه اینقدر لوس باشه؟
سهشنبه 18 دیماه سال 1397 22:21
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 دیماه سال 1397 00:34
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 دیماه سال 1397 10:25
فرض کنید پسرعموی مادرم امیر نامی بود متولد 1345. امیر هوش خوبی داشت و سعی زیادی کرد که دانشکده پزشکی قبول شود. کنار درسش بیزینس کوچکی راه انداخت و سگدو زد تا عاقبت توانست خودش را یک سر و گردن از طبقه اجتماعی خانواده اش بالا بکشد. بعد هم گشت و گشت تا دختری را پیدا کرد که از خودش یک سر و گردن بالاتر بود و امیر میخواست...
-
خرده مکالمات زن و شوهری ـ بچه نشسته، زشته
جمعه 14 دیماه سال 1397 09:50
. . زن: درد میکنه مرد: کجا؟ زن: همونجا مرد: همونجایی که دلبر خونه داره؟
-
چراغها را من خاموش میکنم
پنجشنبه 13 دیماه سال 1397 16:31
داستان زنی تأهل زده؛ زنی که از نادیده گرفته شدن رنج میکشد و با همه وجود عشقی تازه میطلبد اما تعهد دارد که بماند. راستش این اواخر زیادی به فیلم و کتاب های اینجوری برخورده ام، ملت عشق، رویای تبت، دوستش داشتم، فهرست چیزهایی که میخواستم، زیر سقف دودی، انگیلیش وینگیلیش و چند تا فیلم دیگر که اسمشان یادم نمانده است. پایانهای...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 دیماه سال 1397 23:57
میگم علت این خوابها چیه؟ میگه ناخودآگاهت درگیره دیگه. میگم ولی من فکر میکردم درگیریامو حل کرده ام. میگه حتما نکردی دیگه. میگم کرده ام بابا! حرف نگفته ندارم ... میگه خوب حتما حرف نشنیده داری. میگم اون که آره؛ خیلی هم دارم. میگه به قول روانکاو من، خیالپردازی کن. تو خیالت همه حرفهایی که دلت میخواد بشنو. بذار اون بچه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 دیماه سال 1397 23:47
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 دیماه سال 1397 10:38
دلم میخواد چشمامو ببندم و تو یه باتلاق فرو برم برم تو عمق بی نفسی و سکوت احساس میکنم تو یک فوتبال آمریکایی گیر افتادم یه تیم منم تیم مقابل هشت میلیارد آدم روی کره زمین سه هیچ عق افتادهدبودم چهار سه افتادم جلو اما الان خسته م چرا سوتو نمیزنن؟
-
کاش یادم میرفت
یکشنبه 2 دیماه سال 1397 22:45
-
اتفاق نظر
پنجشنبه 29 آذرماه سال 1397 23:00
با همسر مراسم نیم قرن با ابی رو میبینیم خواننده ها به نوبت میان و ترانه های ابی رو بازخوانی میکنند نوبت میرسه به اجرای کامران و هومن و چهره های ما کج و کوله میشه همسر میگه اگه بزرگداشت معین بود، میدیدم کدومتون میتونستید آهنگاشو بخونید. کورمال کورمال میومد عینکشو میکرد تو کون تک تکتون قاه قاه میخندم
-
پناه میبرم به دوش!
جمعه 23 آذرماه سال 1397 08:12
ناخودآگاه من شبیه جومانجیه، آدمها رو از واقعیت میگیره و میبره به دنیای سورئال خودش اونها رو تبدیل به کس دیگه ای میکنه و با قوانین عجیبش به اونها نقشهای عجیبی میده. خودم معمولا متشکل از تکه های خودم در زمانهای مختلفم و نقشم اغلب در حاشیه است. بعد همه این مزخرفات میشه یه خواب طولانی که من مجبورم شب تا صبح تماشاش کنم و...
-
970923
جمعه 23 آذرماه سال 1397 07:59
مررد بلندبالا رو به پنجره های بزرگ ایستاده از حرفهای مرد کوته فکر، خونش به جوش آمده حرفهایش را فریاد میزند فریادهایش شعرخوانی بغض و لرزه است ولی من صورتکی خنثایم که دورتر از همه تکیه به دیوار داده ام پشت صورتک زنی زجه میزند: بگذارید خانه دلخواهش باشد پنجره ها دلخواهش باشند من دلخواهش باشم.
-
چه کردی تو با من بابک بابایی؟
شنبه 17 آذرماه سال 1397 23:02
متن ترانه خونه ی آرزو سروده بابک بابایی و با صدای معین عزیزم داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیذارم از زندگیم برو زندگی کن بذارم کنار پی آزروهای بعد از منی من هم غصه هامو به دوش میکشم میتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم واست بهترین ها رو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت واسه...
-
گایا آنالدا
پنجشنبه 15 آذرماه سال 1397 08:41
آنا گاوالدا از زنهایی مینویسه که با عشق ازدواج میکنند و بهشون خیانت میشه. کاش یکی هم پیدا بشه از زنهایی بنویسه که هیچ وقت طعم دوست داشتن و دوست داشته شدن رو نچشیدن. گاهی فکر میکنم این جور زنها اگر خیانت ببینند خوشحال هم میشن.
-
واقعا چی کار باید کرد؟
شنبه 10 آذرماه سال 1397 09:47
بعضی زنها اونقدر مریضن که بهتره با برادر خودشون تنها نمونن؛ اونوقت با شوهر آدم فاز خواهر برادری برمیدارن و انتظار دارن آدم به روی خودش نیاره.
-
تقدیم به نازنین از دست رفته ام
پنجشنبه 8 آذرماه سال 1397 13:48
یه چهارپاره از فریدون مشیریه که خیلی دوستش دارم. از این لینک http://s9.picofile.com/file/8344216826/Voice00006.3gp.html میتونید دانلود کنید. پ.ن. نمیدونم لینکش چرا اینقدر زشت شد ولی با گوشی بیشتر از این حوصله ور رفتن ندارم.
-
برای لیلا
دوشنبه 28 آبانماه سال 1397 00:29
-
همسایه ها
سهشنبه 22 آبانماه سال 1397 23:12
اون همه تعریفی که از احمد محمود خوانده بودم و اینکه همسایه ها بهترین کارشه؛ شاید انتظارم رو زیادی بالا برده بود. بخشهایی از کتاب بیشتر از آنکه داستان و روایت باشد، مانیفست کمینیستهای دهه بیست و شرح تلاشهاشونه که برای من که دل خوشی از چپها ندارم چندان خوشایند نبود. خالد -راوی اول شخص نوجوانیه که سرنوشت و زندگی فقیرانه...
-
شکنجه بدون درد و خونریزی
پنجشنبه 17 آبانماه سال 1397 03:47
به آدم نانجیب باید بابت نجابت خودت هم پاسخگو باشی.