کج‌راه

قصه‌هایم خاطره و خاطره‌هایم قصه می‌شوند.

کج‌راه

قصه‌هایم خاطره و خاطره‌هایم قصه می‌شوند.

یه عوضی بود که ازش خیلی چیزا یاد گرفتم.
یکی از فانتزی هام اینه که آدم مشهوری بشم، بعد در یه مصاحبه زنده تلویزیونی اسم و مشخصات کاملشو ببرم و بگم: ازت ممنونم و برای همه عوضی بازیات ,,|,

کمتر پیش می آید آدمی زیاد بداند و عوضی نباشد.

آدمهای عوضی چیزهای بیشتری برای یاد دادن دارند.

نشد یکی تو این دنیا میزان عوضی بودن من رو درست تخمین بزنه!

یک بار هم برای من شعر بگو شاعر
بگذار در این دنیا، شعری هم برای من سروده شود.

زنها ترانه سراهای بهتری هستند اما کمیت شاعریشان میلنگد؛ از بس که حقیقت خونشان بالاست.

هر زن، دیوان شعری است، به تیراژ یک نسخه.

شعر باید خودش بیاید
مثل باران
مثل معجره
مثل عشق

خیره به منظره ای تکراری، پلک میزد

چون غزلسرایی بی تخلص 

که با همه ی ناشران عالم قهر است.

امروز روز من است و بدجور هوس کرده ام شعر بگویم
نا سلامتی زنم
شعر خلقت!