در اوان نوجوانی، ما گوگوش را دوست نمیداشتیم و نمی نیوشیدیمش، چون از صدایش خوشمان نمی آمد و کماکان هم نمی آید چون فکر میکنیم که زن که نباید صدایش این جوری باشد.... آمما... زمانی این آهنگش به گوشمان خورد: آدما از آدما زود سیر میشن آدما از عشق هم دلگیر میشن آدما رو عشقشون پا میذارن آدما آدمو تنها میذارن
و آنگاه بود که از مریدانش گشتیم و فهمیدیم که که دوستدارانش یه چیزی میفهمیدن که ما نمیفهمیدیم و خدا رو شکر که نفهمیده از دنیا نرفتیم. بعله!
یه دفعه هم از دست یکی خیلی رنجیده بودم، از پنج بعد از ظهر تا دو-سه نصفه شب گریه کردم. صبح صورتم شده بود اندازه دیگ قیمه امام حسین! با خودم گفتم یه عکس از این ریختم میگیرم بهش نشون میدم چه بلایی سرم اورده.عکس رو که گرفتم دیدم بیچاره اونقدرها که گناه بزرگی نکرده که بخوام اینجوری شکنجه ش کنم :)) در این حد من دل رحمم!!