کج‌راه

قصه‌هایم خاطره و خاطره‌هایم قصه می‌شوند.

کج‌راه

قصه‌هایم خاطره و خاطره‌هایم قصه می‌شوند.

فکر کنید که بخوان آوازهای شجریان رو زیر نویس انگلیسی کنن... پنج دقیقه اولشو باید نخطه چین بذارن!

غمگینم
مثل کودک فراری که پایش از سر کوچه آن طرفتر نرفته است.

غمگینم
مثل فاحشه ای که مادر شده است.

یه وقت عین مر خر نشید برید خودتون هات داگ بخرید که تو خونه سرخ کنید... اصن خوب نمیشه... یا شاید هم من بلد نبودم... خلاصه برید همون بیرون بخورید سنگین ترید.... بعله....

یه کیف و کفش فروشی هم هست نزدیک فلکه اول صادقیه، خیلی مشهوره آرتیمان
شش ماه پیش یه کفش ازش خریدم، زیاد هم ازش کار نکشیدم ولی جر خورده.... خواستم یه آنتی تبلیغی کرده باشم.

از دل برود هر آنکه از دیده رود

 یعنی همین که مرورگری که پسووردهام رو حفظ بود، بعد از بیست روز ازم میخواد پسوورد بهش بدم...

هیچ چیز به اندازه تحقیر نابودم نمیکنه

وقتی کسی تحقیرم میکنه ازش متنفر میشم، اصلا هم مهم نیست که قبلش چقدر عاشقش بوده م....

مثل من

بعضی ها هم هستن، میزونیشون در نامیزونیه