حتماً دقت کرده اید که وقتی یکی رو دوست داریم هر چی که ازش میفهمیم (ولو یه چیز بی اهمیت) باعث میشه هی از الکی دوست داشتنمون زیاد بشه....
پ.ن.
این مطلب ربطی به اول پست نداره، فقط میخواستم از روحانیونی که قدرت ماواءالطبیعه دارند و همین جوری بیکار گذاشتنش عاجزانه تمنا کنم منو به سوسک تبدیل کنن بلکه از این زندگی سگی خلاص شم....
سگ خوبه ! سگ باش
آبجی من چی بهت بگم. الان اینقدر خوشحالم که میخوام ماچت کنم. عشق منی. جیگر طلا...

باز که بستیش...
شما همون بهتر که کمتر دوست داشته باشی .
چون ظاهرا اعصابت به هم ریخته و به گمونم داری دوست میداری بیخود و بیهوده ... سوسک هم اصلا خوب نیست ... من آشنا دارم و سفارش میکنم تا از تو یه طاووس بسازه .. البته طاووس نر . . چون ماده ها زیبا نیستند !
دوست داشتن که بیخود و بیهوده نمیشه فرخ جان...
اعصاب من هم الان در نهایت آرامش، چرا فکر میکنی اعصابم خورده؟
من به همون سوسک قانعم! میدونی چرا؟ چون همه میخوان بکشنش ، از طرفی چون من چاقم پس سوسک چاقی هم خواهم بود و نمیتونم خیلی فرز و چابک باشم و از دست آقایونی که میخوان جیغ خانوما رو بخوابونن فرار کنم، پس در نتیجه احتمال کشته شدن و مردنم خیلی زیاده.... آخه این زندگی چی داره که ما بچسبیم بهش؟
پیشنهاد من در این موقعیت خودکشی میباشد ...
امیدوارم ازش غافل نباشید
بهش فکر کرده ام و ازش غافل نبودم...