پیچازی

«هیچیش به هیچیش نمیاد»


نمیدونم چرا به این نوشته 130 صفحه ای "آنا گاوالدا" عنوان رمان داده شده؟ به نظر من بیشتر شبیه پرگویی های یک دوست صمیمی و نکته سنج بود که تازه از سفر برگشته. از اون دخترهایی که حتی وقتی دارن لیوانهای چایی رو آب میزنن، پشت به تو و رو به سینک همچنان حرفهاشون رو با همون میمیکهای دائماً متغیر صورتشون و حتی تکون دادن دست و شونه ادامه میدن و تو یه فرصتی پیدا میکنی که از خستگی چشماتو بهم فشار بدی و وقتی برگشت و در حال خشک کردن دستش همچنان حرف زد بهش لبخند بزنی. از اون پرگویی های که وسطاش چیزهای بامزه و تجربه های عمیق هم پیدا میشه و تو مثل همیشه برای چنین دوستانی بهترین شنونده ای. 

میونه ای با فیلمهای فرانسوی ندارم ، اما گویا ادبیات معاصرشون دلخواهمه.

نوشته شده در دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1396ساعت 11:08 ب.ظ توسط mhgh نظرات (0)


کد قالب جدید قالب های پیچک


ARCHIVES

CATEGORIES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS