X
تبلیغات
رایتل

































پیچازی

«هیچیش به هیچیش نمیاد»

نوجوون که بودم، گلستان سعدی میخوندم. دو تا مطلب از باب تعلیم و تربیت خیلی خوب یادم مونده. یکی این بود که تربیت باید در خردسالی صورت بگیره و مثال جالبی که داشت این بود که شاخه درخت رو قبل از این که تنه ضخیمی بشه باید کنار یه چوب قیِّم راست نگه داشت وگرنه بعد از گذشتن وقتش دیگه تلاش واسه راست کردنش فایده ای نداره و فقط منجر به شکستنش میشه! دومین مطلب راجع به تأثیر ذات در تربیت بود و مثالش درخت بادام تلخ بود که هر چه شیره به پاش بریزی فایده ای نداره. گرچه این مطلب در ذهن من کاملاً مردود نبود اما همیشه فکر میکردم این همه «پذیرش تأثیر ذات» شاید یک جور «جبرگرایی» باشه. حالا خودم دو تا دختر دوقلو دارم و از محیط بارداری تا محیط رشد اولیه شون یکی بوده و حداکثر تلاش من و پدرشون این بود که بین این دو تا بچه هیچ فرقی نذاریم، اما اخلاق این دو تا بچه زمین تا آسمون با هم فرق میکنه. علاقمندی هاشون و سرگرمی های هر کدوم منحصر به خودشه و برخوردشون با پدیده های یکسان، کاملا متفاوته. عادات خواب و بیداری و سلیقه غذایی که جای خود داره. کنار این دو تا که هستم، دائماً چهره سعدی با اون لبخند رندانه در عکس روی جلد گلستان میاد جلوی چشمم و با نگاه زیرکش میگه: دیدی گفتم؟! دیدی؟!

نوشته شده در شنبه 1 مهر‌ماه سال 1396ساعت 12:42 ب.ظ توسط mhgh نظرات (1)


کد قالب جدید قالب های پیچک


ARCHIVES

CATEGORIES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS